قالب وردپرس

وب سایت ادبی هنری هادی احمدی

خنده بر آن  لب جانسوز بر افراشته ای
چهره بر دیده ی بی پـرده ی من کاشته ای
گرمی دست تــو از آن تب دلداده نی است
تب و تــاب تـو ز نــوشیدن هـر بـاده نی است
لب شیرین تنت را ز لبم یـکسره گــیر
چون نخواهم که شوم باز بدان لب چو اسیر
برو خوش باش تـو با خلوت آن یارِ  دگر
مجموعه اشعار سروش | تسلیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جواب معادله را درج فرمایید

error: یاد بگیریم کپی نکنیم