قالب وردپرس

شاهکار نقاش

نقاشی که هیچ‌گاه اثرهایش مورد توجه دیگران قرار نمی‌گرفت، به هر دری می‌زد تا بهترین اثر را خلق کند؛ اما هر بار که بوم نقاشی را پیش روی خود می‌گذاشت تا طرحی بیآفریند، موفق به انجام کاری نمی‌شد.

روزی خواست درختی را در جنگل بکشد که هم‌تراز، هم‌رنگ و هم اندازه‌ی سایر درختان باشد. او هر کاری می‌کرد تا درختی را در جنگل بکشد، نمی‌توانست! چرا که هر چه او می‌کشید یک جنگلِ پُر از درخت‌های یک اندازه و مشابه بود و انگار کشیدن درختی در جنگل که هیچ تفاوتی با سایر درخـتان نداشته باشد، بسیار مشکل می‌نمود.

روزها و شب‌ها نقاش در این فکر به سر می‌برد تا اینکه  ناگهان یک روز، جرقه‌ای به ذهنش خطــور کرد و سریع سراغ بوم نـقاشی رفت و روی فضای سفید بوم، بالای جنگل نقاشی شده‌اش نوشت: « درختی در جنگل!»

بسیار خوشحال شد که بالاخره درختی متفاوت را در جنگل کشیده است، احساس کرد که بزرگ‌ترین شاهکار زندگی‌اش را خلق کرده و خوشحال‌تر از اینکه دیگر برایش مهم نبود که اثرهایش مورد توجه دیگران قرار بگیرد، یا نه!!

بازدید: (7) بار

دیدگاه های خود را در ارتباط با این نوشته مطرح فرمایید.

avatar
  Subscribe  
اطلاع رسانی
error: یاد بگیریم کپی نکنیم