فروردین ۲۲, ۱۳۹۶

زن

غزل زن زن، مظهــر زیبــایی دارد تب شیـطانی صد گُلشن با آتش در صورت زن دیدم زن، مونس تنهـایی، زن، دامن معراجی هر لطفی به دل آید از نعمت زن دیدم برتر نشود مـردی تا زن نکـند یاری هرجا که شکست آید از غیبت زن دیدم با حادثه می آید صد عاطفه می زاید آن مهر خداوندی در رحـمت زن دیدم دارد که شگفتیها ، اوصاف و طراوتها هرجا که گُلی روید آن قامت زن دیدم « گفتم که خداوندا حّوا ز چه آوردی!؟ گفتا همه مردی را در خلقت زن دیدم» هر رازی که پنهان شد از چشم خلایقها […]
بهمن ۲۱, ۱۳۹۵
شعر هیزم و آتش
زندگی را به دمی است تا که دمی خوش باشیم رمز خوشبختی در آنست که بی غش باشیم این جهان کوره آتش شده و ما هیزم آن تا به کی در غم این کوره و آتش باشیم!؟
مهر ۱۰, ۱۳۹۵

قدر و نذر

قدر و نذر   ما را ز دعای خود ز خاطر نبرید این باطن شوریده به ظاهر نبرید. هرچند که نامم شده آن مرد خطاکار! هم کیش خدا هستم و کافر نبرید. صد حیله اگر جمع شده در فکر و دل من ناشیگرم و ظنی به ماهر نبرید. گویند شب قدر،به صد نذر و عطا هست ما را تو به یاد آور و وافر نبرید. پیش از همه از یاد دلم یاد کنید اکنون که محتاجم و آخر نبرید. آماده دیدار سرانجام جهانم ترسم که بیایم و مسافر نبرید. بی شک که تو دانی غزل و قدر غزل را این […]
شهریور ۲۸, ۱۳۹۵

حیوان و انسان

حیوان و انسان سرگشته و حیرانم چون در تن انسانم نیمی ز ملایک ها نیمی که ز حیوانم یک پرسش جانکاهی، بر جانم و دلم باقی تردید دلم بردار از اینم و یا آنم!؟ اندیشه کاوشگر مرغی است به دام تن پَر می زندش اما در عرصه زندانم دریای خروشانم تا ساحل سربسته خواهم شکنم ساحل، با جوشش طوفانم آرام نمی گیرد این باطن آشفته از علت حیرانی، خود دانی و میدانم این سرخی سیمایم از رود رگ پر خون آندم که از این حیرت یکباره به طغیانم گه کافر و بی دینم گه مومن درگاهم گه با گنهی سوزد […]
شهریور ۱۹, ۱۳۹۵

بجز رسیدن به تو

شهریور ۱۹, ۱۳۹۵

فرصتی نیست

شهریور ۱۸, ۱۳۹۵
بجز رسیدن به تو
بجز رسیدن به تو مــــرا دگر بهانه نیست بهانه ام فقط تویی که بی سحرشبانه نیست تمام دلخوشی من فقــــط تویی که مانده ام که غیر از این نشاط دل ز من دگر نشانه نیست نخواهم ازخدای خودکه من رِسم به وصل تو چون آن زمان ز بهــر خود مرا دگر بهانه نیست به یاد تو چنان خوشـم که هر کسی بَرََد حسد به عالمی کُنم ســــخن که غیر تو یگانه نیست تصور نگاه تو ز دیدنـــــش چه خوشترست تجسمـــی به یاد تو حق ست بدان فسانه نیست گَرَت ستم کُنی بدان نرنجد آن دل سـروش چو عاشق بهانه جو […]
error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید