رؤياي فراموش‌شدني

جولای 21, 2019
نشانه های پنهان مجموع داستان کوتاه

رؤیای فراموش‌شدنی

کوله‌باری بر دوش گرفت. تا دمدم‌های صبح باید به روستایی سرسبز می‌رسید. از نسیم خنک سحرگاهی و خوابی که از چشمانش ربوده شده بود، لذت می‌برد و خندان لب به […]
error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید