بازی فرسایشی

بازی های جام جهانی و موفقیت بهتر ایران در این عرصه!  این خیلی خوشحال کننده است اما اینکه ایران پرستیژ فوتبالی خوبی بدست آورده یا نه در هر صورت ادامه رقابت ها را از دست داد و از جام حذف شد.

چیزی که در فوتبال ایران آدم را بعنوان بیننده دلزده می کرد دفاع و بازی فرسایشی است آنقدر قبل از گل خوردن، چه در برابر با مراکش، اسپانیا و چه در برابر با پرتغال، تیم ملی ایران بد، کند و لَخت بازی کرد که تیم مقابل هم دچار همین کندی و لَختی می شد یک بازی فرسایشی تمام عیار! تا زمانیکه گل خوردیم آنگاه دست و پا می زدیم و از جان مایه می گذاشتیم تا جبران کنیم! این در تمام بازهای فوتبال ایران وجود دارد. این از نظر احساسی بهترین عملکرد است ولی از نظر نتیجه گرایی، شکست و حذف از رقابت های جهانی!

جمله ای که در پایان سرمربی پرتغال گفت” ایران خوب بازی کرد اما برای ما صعود مهم بود که بدست آمد!”

این ساختار بازی دفاعی و فرسایشی ریشه در زندگی روزمره، سیاست، فرهنگ و تاریخ ما هم دارد گویی سرمربی ایران هم به باور و ذهنیت ما بخوبی آشناست که از این تاکتیک استفاده می کرد! و بد نیست بدانید که امروز در جهان ایران را قدرت جنگ فرسایشی می نامند!

زمانی که ما دروازه های بلند شهر و قلعه های بسیاری صعب العبوری برای دفاع می ساختیم همگی نشان از قدمت این تفکر غلط دارد! در این حال دشمن آنقدر برای حمله تلاش می کرد تا در نهایت دچار یک فرسایش روحی می شد و  گاها از تسخیر قلعه باز می ماند. اما همیشه تلاش و قدرت دشمنان را نادیده می گرفتیم آنهایی که بالاخره از این فرسایش بیرون می آیند و قلعه های ما را در دوران اعراب، مغول و…. تسخیر می کردند یا آنقدر پشت درهای قلعه می ماند تا ما از فرسودگی و لاک دفاعی بدلیل گرسنگی، تشنگی و… بیرون آییم!

اصل مقاومت و پناه بردن به داخل شهرها (دروازه ها!) و قلعه ها برای دفاع و دور ماندن از گزند دشمنان، بدترین نوع نبرد بود به گواه تاریخ! که همگی به شکست انجامید. سری به کتب تاریخی بزنید مملو از این شکست های مکرر است که هرگز گویی از آنها درس نمی گیریم…

در مراودات اداری و بروکراسی های سازمان نیز این گونه ایم آنقدر درگیر و دار روالهای غلط و دست و پاگیر محافظه کارانه به نشان دفاع از چیزی که نیست ( قانون و روال) می جنگیم تا ارباب الرجوع فرسوده شود.

در پروژه های ملی نیز اینگونه ایم یک پروژه ساده، دهها سال طول می کشد و گاها تا ۹۰% به انجام می رسد اما هرگز به اتمام قرار نیست برسد.به عبارتی می توان گفت ما همگی دچار نوعی پارکینسون یا لغوگی در تمام کارها هستیم!

در مدیریت منابع آبی و نگهداری دریاچه های کشور نظیر: ارومیه و … هم همین هستیم تا نقطه بحران همیشه درگیرودار جانبداری ها و دفاع بی موردیم اما کارد که به استخوان رسید و گل اول را خوردیم شروع می کنیم به تقلا کردن.

خیلی ساده این فرهنگ و عادت غلط ما در زندگی تحصیلی ما هم نهفته است تا دقیقا ۹۰ که روز امتحان است لای کتاب را باز نمی کنیم. چون از دانستنی های خود و اینکه شب امتحان نتیجه بهتری حاصل خواهد شد داریم دفاع می کنیم و همچنین تا خودرو، آسانسور، لوازم خانگی و… ما آسیب نبیند سراغ تعمیر و سرویس آن نمی رویم چون معتقدیم هنوز فرصت هست برای جبران!

تا بدنمان مبتلا به بیماری کشنده نشده یا به عارضه ای که زندگی روزمره ما را مختل نکند سراغ چکآپ ها و آزمایشات سلامت نمی رویم… تا همسرمان به انزوای تنهایی پیش نرود تلاشی برای بهبود زندگی مشترک نمی کنیم… تا فرزندمان به قهقرا نرود کاری از پیش نمی بریم!

چرا ما اینقد دچار فرسایش روح و روان، هستیم؟ چرا مقید به تعصبات بیخود هستیم و همواره دفاع می کنیم از آنچه که بواقع اثری ندارد؟ چرا تا کارد به استخوان ما نرسد هیچ تقلایی نمی کنیم!؟ چرا تا زمانیکه می توان همه چیز را به نفع خودمان تغییر دهیم در پوست خود فرو می رویم!؟

ما طی قرن ها فرهنگ غلط به دنبال چه نفعی از دفاع کردن هستیم که فکر می کنیم هنوز هم درست است!؟

فقط یک چیز است : و آن این است که ما متعصبان فکری هستیم و فاقد مهارت های زندگی حرفه ای هستیم. ما آدمهای دقیقه ۹۰ هستیم آدم های نقطه بحران!

چه چیزی عاید ما می شود از این همه فرسایش سازی. جز شادی های زودگذر و تعجب برانگیز، جز تعصبات بی مورد!؟

امروزه هم در عرصه نظامی و سیاسی، دفاع موشکی ما بهانه و دست آویز دردسرهای اقتصادی بیشتری شده که به دست دشمنان، ملت این سرزمین را دچار فقر و تنگدستی بیشتری می کند…

باید جنگید تا پیروز شد و این جنگ صرفا یک جنگی تسلیحاتی یا نبرد فقط دفاعی نیست! ما دنیایی انگیزه، فرهنگ و تمدن و ایده داریم ما می توانیم پیروز هر میدانی در جهان باشیم بی آنکه از سیستم های دفاعی و یا نظامی استفاده کرده باشیم.

چه حاصلی از این دفاع موشکی داریم؟: تعصب، قدرت نمایی یا ترس!؟

ما از چه چیزی قرار است بترسیم؟ وقتی در بازی فوتبال، زندگی و … هستیم باید بپذیریم که زندگی، صحنه بازی ماست و محافظه کاری فرسایشی، چیزی جز شکست برای ما رهاوردی ندارد پس باید همسو با رقیب، تاخت و بازی کرد و لذت برد. تا به نتیجه برسیم.

صد البته هیچ کس حاضر نیست کشورش را به بیگانگان بسپارد اما چرا نمی خواهیم بپذیریم که علیرغم بدعهدی های آمریکا، ما کشوری قدرتمند نیستیم که در مقابل آمریکا قدعلم کنیم و دفاع کردن به شکست نهایی خواهد انجامید ولو اینکه ما توازنی هم برقرار کرده باشیم! مگر کشورهای عربی، اروپایی و آمریکایی و آسیایی دین ندارند، مذهب ندارند!؟ چرا ما در قبال حتی کشورهایی که تازه استقلال یافته اند بیچاره تریم!؟ مگر فقط ما یک کشور استراتژیک هستیم!؟ آیا چشم جهان به منابع نفتی و گازی ماست!؟ مگر سوئد گاز ندارد!؟ کشور ثروتمند و بی حاشیه ای که حتی دست به منابع زیرزمینی هم نمی زند! در حالیکه دارای بیشترین ذخایر گاز دنیاست!

آمریکایی که توان جنگ تجاری با چین، هند و کشورهای اروپایی را دارد و بسادگی هر کشوری را تحریم یا امر و نهی می کند و تمام قلدری های کره شمالی را به زانو در می آورد و  روسیه بزرگ را به چالش و تحریم می کشاند و از تمام جهان باج خواهی می کند به من که فقط نظاره گر هستم این را می فهماند که سیستم دفاعی ما روش صحیحی نیست حتی اگر امتیازاتی را بدست بیاوریم و به آن بنازیم و شاد باشیم باز از گردونه رقابت ها حذف و محکوم به انزوا خواهیم بود.

بمباران هیروشیما در ژاپن و در طول جنگ های جهانی سرکشی های ژاپن را فرونشاند اما ژاپن بجای تقابل و جنگ نرم و سرد یا لفظی و… با همدستی دشمن به قطب اقتصادی جهان مبدل شد و آنگونه شبیه ما دفاع نکرد نبردی دیگر را آغاز کرد و در نهایت، مردم و حکومتش پیروز میدان زندگی شدند.

اصل این موضوع در ضرب و المثل ما هست که” با دوستان مروت با دشمنان مدارا! اما هرگز به کار نمی بریم! و با دوستان همیشه آنقدر باز هستیم که از ما سوء استفاده می کنند شبیه روسیه! و با دشمنان آنقدر دشمنیم که جهانی را علیه ما می شورانند!

قرار نیست با بدعهدی کسی بسازیم و دست در دستش بگذاریم باید ترفندی شبیه کشورهای دیگر بیندیشیم نظیر ژاپن!

غلط یا درست اینست که آمریکایی که می شناسیم از آغاز نبود.

آمریکا سرزمین سرخپوستان اینکاها، مایاها و آزتک ها بود که دیگر نیست!  آنچه امروزه بنام آمریکا می شناسیم ماحصل مهاجرت اروپایی ها و شکل گیری تمامی مغزهای متفکر کشورهای مثل ماست که سالیان سال مغزهای ما بدانجا فرار می کردند و این کشور، زبان، پول، طلا، علم، اقتصاد و هر چیزی که در مخیله تمامی ساکنین کره زمین هست را در زندگی تمام بشر جاری و وابسته به خود کرده، پس اگرچه نباید آمریکا را کشور متمدن نامید اما آمریکا یک اندیشه بلوغ یافته است که در تمام جهان رواج دارد و آنقدر به خود مطمئن است که هر جایی و هرکسی را بخواهد در چالش و یا زیر بال و پر موفقیت می کشد.

من پذیرفتم که آمریکا یک کشور تازه به دوران رسیده نیست! مهد تفکرهاست که از تمدن هزار ساله کشورهایی اروپایی و مغزهای کشور خود ما شکل گرفته! پس علیرغم تازگی اش، به قدمت تفکر آدمهای سازنده اش مرتبط است. نه کشوری که یکروزه داعیه بزرگی دارد. میلیون ایده، مغز متفکر از سراسر جهان، امریکا را شکل داده اند!

به عنوان یک ایرانی با هزاران سال قدمت و تاریخ باید به این افتخار کنم که جهان را هم راستا با پیشرفت خود ببینم نه در مقابل خود!

شبیه ترکیه، ژاپن، کره جنوبی، هند، کانادا و سوئیس که یک کشور بیطرف است که بجای سیستم های موشکی به دنیا ساعت می فروشد و گاوصندوق امن جهان شده!؟

من می گویم یا بیطرف شویم شبیه سوئیس یا اگر آنقدر ترس از حمله مجدد اعراب و داعش و … داریم همدست غربی ها شویم چیزی که ژاپن و کره جنوبی و ترکیه دارند!

ترکیه: هم دین اسلام، هم اقتصاد پویا هم عضویت در ناتو دارد و هم قدرت گردشگری، نساجی و نظامی و …. این یعنی اقتصاد با رشد خوب و رفاه ولو نسبی در یک کشور همسایه! بواسطه همسو بودن با غرب!

امارات هم دین اسلام دارند و در رشد اقتصادی و توریستی جهان در دبی و… حرف اول را می زند با آنکه در بیابانی داغ و بی آب و علف است! مالزی و بسیاری دیگر…

داستان تیز کردن اعراب و داعش و طالبان و همه اینها نتیجه شکست دادن سیستم دفاعی ماست بدون دخالت مستقیم! ما با سیستم دفاعی عملا دنیا به مقابله با خود فرا میخوانیم چیزی که در بحث انرژی کائنات هم موجود است!

همه ما افتخار میکردیم که با ۵+۱ بر سر توافقی برنده شدیم اما فراموش کردیم تمام آن ۵ کشور به اندازه ۱ کشور امریکا قدرتمند نیستند و کاش بجای سالهای انرژی، زمان و هزینه همسو با خود آمریکا می شدیم.

ما هنوز ترس قانون های کاپیتالاسیون، استعمار و… را داریم اما قبول کنیم عصر این وقایع به اتمام رسیده و آمریکایی که جهان خود آنرا پرورده در حقیقت شیره تمام اندیشه ها، قدرت ها و امکانات است پس بدنبال استعمارها و قوانین قدیمی نخواهد بود.

استعمارهای کنونی شکل دیگری پیدا کرده و در دست کشورهاست ژاپن که تکنولوژی جهان را در استعمار خود دارد.

سوئیس که امنیت و صلح جهان را در استعمار خود دارد!

و بسیاری دیگر… ما باید به دنبال استعمارهایی از این جنس باشیم اگر قرار است موفق باشیم.

صد البته ایران در سالهای گذشته مورد تهاجم  ظالمانه ای قرار گرفته و داشتن یک سیستم دفاعی به قول دکتر ظریف می تواند بازدارنده خوبی باشد. اما آیا حقیقت امر این است!؟

باید بپذیریم که از هرچه که بترسیم روزی سرمان خواهد آمد!

بیایید یک مثال که همین نزدیکی خودمان بزنیم:

قدرت نظامی زیاد و جاه طلبی و حمایت غرب، صدام را تحریک کردند تا به ایران حمله کند: نتیجه کشته شدن ۱ میلیون انسان و بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار خسارت! و کشوری جنگ زده و عقب افتاده شدیم. بی آنکه آمریکا دخالت مستقیمی کرده باشد ما را به ورطه نابودی کشاند.

اشتباه صدام همسوی با آمریکا نبود! اشتباه او هزینه کردن کمک های اعتباری و بلاعوض آمریکا برای تجهیزات نظامی بود و  حمله به ایران! درحالیکه اگر بجای تسلیحات نظامی سراغ تکنولوژی و اقتصاد می رفت الان نقطه اوج می شد و هرگز امارات و دبی به گرد پایش هم نمی رسیدند اما جاه طلبی بی مورد و دفاع از اندیشه های فرسوده! چیزی جز تباهی بهمراه نداشت!

جنگ ایران و عراق از لحاظ استراتژیک یکی از مهم‌ترین برخوردهای نظامی دوران معاصر بود، که منافع تقریباً همه کشورهای جهان را بدون استثنا تهدید کرد و تأثیر مستقیم آن بر کشورهایی وارد شد که بیشترین ذخایر نفتی جهان را داشتند. در طول جنگ ثابت شد که پیروزی هر یک از دو کشور ایران یا عراق موجب برهم‌خوردن ثبات و توازن قوا در منطقه خواهد شد به همین دلیل ابرقدرت‌ها آمریکا و شوروی کوشیدند تا هیچ‌کدام از این دو کشور پیروز نشوند و هر دو را با زخم‌هایی عمیق و طولانی رها کنند.

صدام همین سناریو جنگ مستقیم را در مورد کویت بدون اذن آمریکا اجرا کرد. نتیجه: کویت، کشور ثروتمند و تقریبا بی دفاع و بسیار کوچک با حمایت غرب و آمریکا، پیروز میدان شد و آنها صدام را به عقب راندند!

جنگ هزینه های بسیاری هم داشت اما فقط کویت از عراق با حمایت آمریکا، موفق به دریافت غرامت شد و برخی از کارشناسان، عدم توفیق ایران درگرفتن غرامت از صدام را کارشکنی و مخالفت آمریکا عنوان می‌کنند.مبلغ برآورد شده توسط کارشناسان جمهوری اسلامی ایران که به صندوق بین‌المللی پول عرضه کرده‌اند، ۹۷٬۲۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار تنها بابت هزینه‌های غیرنظامی است که از آن هم بی نصیب ماندیم پس نتیجه ۸ سال جنگ و نابودی زیرساخت و کشته شدن صدها هزار تن شهید این خاک و بوم تمام ناشی از یک ناهمگونی با دنیای غرب است که ما از آن بی نصیبیم!

سپرهای دفاعی، شمشیرها و موشک ها، تعصبات فکری و ایدلوژی های مذهبی روزی شکسته می شود اما اندیشه ها و قدرت های فکری و معنوی هرگز! بدنبال قدرت هایی باشیم که جهان محتاج ما شود نه قدرت دفاعی که نه تنها در پیشرفت نمی رویم بلکه در انزوای هزارساله دروازه های شهر و دیوارهای بلند قلعه محبوس شویم. چراکه هم از تکنولوژی روز بی بهره ایم و هم از دنیا دور!

در کتاب رازهای معبد آنا جمله داریم با این مضمون: “شهری که دروازه های خود را به روی جهان می بندد باید فقط به گذشته خود لبخند بزند چرا که آینده ای نخواهد داشت!”

من که روزانه هزاران خبر داخلی و خارجی را می خوانم به مانند بسیاری از هم وطنانم اسمی از کشورهای مغولستان، پاراگوئه، اروگوئه، هند، لهستان، کرواسی، مجارستان، و صدهای دیگر را نمی شنوم اینها کشورهایی هستند که خیلی آرام مردمش زندگی میکنند و در حال پیشرفت هم هستند اما اخبار به ما می فهماند که صحنه های آشوب خاورمیانه است گویی جهان فقط خاورمیانه، و چند کشور اروپایی است. و تمام این خاورمیانه اثر سیستم دفاعی ماست که همه را نگران کرده!

دستاوردهای نظامی فقط ما را به دیگران محافظه کاران خطرناک نشان می دهد همین!

شبیه آدم ترسویی که همیشه چاقویی برای دفاع از خود در دست دارد و مرتب تهدید که کسی به او حمله نکند وگرنه واکنش نشان می دهد یقینا او اگر زورش نرسد یا به خود آسیب می زند یا به دیگران! یک دفاع خطرناک! از طرفی نمی شود به کسی که چاقو در دست دارد بی اعتنا بود چون او ابزار دفاع از خود دارد که ممکن است اگر به دقیقا ۹۰ برسد به تهاجم نیز بیندیشد!

قدرت های جهان بخصوص آمریکا نیز این موضوع را بهانه ستیزه جویی قلمداد می کنند و ما متحمل به هزینه های زیاد تحریم و دور زدن تحریم و باج دادن به کشورهایی نظیر روسیه و چین می شویم بی آنکه گره از کار اقتصاد باز شده باشد و یا بی آنکه مردم به رفاه رسیده باشند.

یک دفاع فرسایشی که در نهایت هم به ضرر مردم تمام می شود و هم حکومت.

و یک تهاجم دقیقه ۹۰ خوشحال کننده است اما در پایان اثری ندارد!

ما شهدای زیادی دادیم جفای بسیاری کشیدیم اما اینهمه رنج مستحق این مردم نیست! همسویی را بیاموزیم بی آنکه وقار و افتخار ملی را از بین برده باشیم!

شاید سیستم دفاعی ما را روزگار کوتاهی به قدرت اندکی خوشنود کند!

شاید با تعصب خود رقیب را از نفس بیندازیم اما در بازی فرسایشی در نهایت بازنده خود ما هستیم…

هدف ایران گویی صادر کردن انقلاب است طبق گفته های امام خمینی. اما کاش هدف ما صادر کردن دوستی و تکنولوژی بود آن وقت میدیدم که چقدر خوب دنیا را در کنترل خود نگه می داشتیم…

به امید روزی که از حصار دفاع تعصبات بی مورد رهایی یابیم تا ایران را آنگونه که شایسته است در جهان ببینیم.

با تشکر: هادی احمدی ۶ تیر ۹۷

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جواب معادله را درج فرمایید

error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید