داستان من
رزومه
کتابها
تمامی آثار
گزیدهی اشعار
نگارخانه
آواها
ادبیات داستانی
واژهگردان
موجه در جمع توجیه
آدم حسابی
آدم عوضی
گفتم گفت
نشانههای پنهان
زندگینامه هادی احمدی
رازهای معبد آنا
مهسا امینی
گزیدهی اشعار
کازیو
تماس با من
ژن، ژیان، ئازادی : زن، زندگی، آزادی
10 تیر 1405
روغنِ زیاد!
یک ضربالمثل محلی داریم تقریباً با این مضمون:”روغن که زیاد شود، کون را هم با آن چرب میکنند!”یعنی هر چیزی
[…]
6 تیر 1405
بچههای تهران!
اگر از بچههای تهرانی، این مطلب برای توست!×××رابطهی یهودیان و ایرانیان فقط به کوروش و بابل محدود نمیشود.قرنها بعدش، در
[…]
28 خرداد 1405
ضدِ آفتاب!
موتورسواری خانمها رنگوبویی جالب و زیبا به شهر تهران داده. به دو دلیل: اول اینکه چون تا پیش از این
[…]
28 خرداد 1405
ما ز بالائیم!
صدای موزیکی که حالم را دگرگون کند بالا بود. بخصوص آهنگهای بیکلام و بکوب که علیرغم شلوغی سازها و نُتهایش
[…]
28 خرداد 1405
پسر کوچک و مرد چاق!
علی و تقریباً تمام کسانی که بهمراه او خود را به کوچهی علیچپ میزدند تا نه مذاکره کنند نه جنگ،
[…]
28 خرداد 1405
چار قدم بالاتر!
موج بازگشت لوندها و سلبریتیها خوشحالکننده است ولی نه برای این مردم برای آن مردم!قیصر و صدف و …طفلک حبیب
[…]
ادامه...