داستان کوتاه

اگرچه تعریف مشخصی و دقیقی برای حجم و اندازه داستان کوتاه در جهان تعریف نشده، اما بر اساس مفهوم Short Story داستان های کوتاه من از 1 پاراگراف تا حداکثر 10 صفحه است و هنوز حتی از میزان هم تجاوز نکرده، سعی دارم تا مباحث عمیق فلسفی جهان غرب و شرق و تمامی یافته های خود را که طی بیش از 10 سال مطالعه حاصل شده در قالب داستان های کوتاه به سمع و نظر شما برسانم، کم و کسر و ضعف ادبی بجای شعف حس و حال اگر دیدید به قلب بزرگ و نگاه بینای خود بر من ببخشید.

24 دی 1400

اشتباه!

مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه نمی‌دانم خدا را شکر کنم یا نه! هرچه هست دوره عوض‌شده. نه‌فقط دوره، بلکه آدم‌ها، رفتارها و برخوردها. روزگاری که […]
14 دی 1400

جدایی

مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه می‌خواهم از همسرم جدا شوم. این بار دومی است که باید برچسب طلاق را با تُف بسیار به پیشانی‌ام بزنم. […]
3 دی 1400

طلب!

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفت:”طلبت رو ببخش، بخدا ندارم. فرض کن رفتی مکّه، مگه مسلمون نیستی؟ من آدم فقیری هستم وگرنه پولت رو پس […]
30 آذر 1400

پدرخوانده‌ی نیلا

مدت زمان مطالعه: 21 دقیقه چقدر یک آدم می‌تواند ساده باشد؟ کسی که حالش این‌قدر ساده است آیا هیچ گذشته‌ای داشته؟ و آیا امیدی به […]
28 آذر 1400

حیدر کور

مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه حیدر کور، یک هویت حقیقی بود. چون هرگز ندیده بودمش، انگار که وجود نداشت، اما وجود داشت. او به مانند […]
26 آذر 1400

مهمانی خاص!

مدت زمان مطالعه: 9 دقیقه به یک مهمانی خاص دعوت شدم. مراسمی در بام یک برج مجلل، بالاتر از تمام سطوح اقشار جامعه. در شمالی‌ترین […]
10 آذر 1400

از چه نظر!؟

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفت:”یه شرکت جدید پیدا کردم، توپ؛ بیا باهم بریم، اگه استخداممون کنن خیلی خوب میشه.”گفتم:”از چه نظر!؟”گفت:”پول بیشتری به آدم […]
30 آبان 1400

بی‌طعم

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”خراب شد همه چی. هیچ چیزی طعم گذشته را ندارد..”گفت:”از کی؟”گفتم:”از روزی که طبیب دل، شد متخصص قلب‌!”
26 آبان 1400

ایمان!

مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه پدربزرگ، نوزاد را در آغوش گرفت و در گوش راست او اذان گفت و در گوش چپش اقامه. سپس لای […]
25 آبان 1400

مثل تو!

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”حسودیم شد، خوش بحالت اینقد پول داری که هرچی بخوای برای خودت خرج می‌کنی. دوست داشتم مثل تو باشم.”گفت:”اتفاقاً برعکس. […]
17 آبان 1400

نامه‌رسان!

مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه نامه‌رسان بین دو نفر بودم. یکی عاشق بود و دیگری معشوق و چه بسیار که جای این دو عوض می‌شد. […]
3 آبان 1400

هزینه‌ی لذت!

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”ببین خانم ناشر، خیلی مسخره‌است که نویسنده‌ای از مردم پول بگیرد بابت کتاب‌هایی که نوشته! اصلاً چه معنی دارد این […]
3 آبان 1400

وصیت عجیب پدرم!

مدت زمان مطالعه: 8 دقیقه برخی پیش از گرفتن شناسنامه می‌میرند، برخی پیش از گرفتن عقدنامه و بسیاری پیش از نوشتن وصیت‌نامه. این سه نامه […]
2 آبان 1400

تیله‌ی آبی!

مدت زمان مطالعه: 10 دقیقه تنها چیزی که از همه متمایزم می‌کرد داشتن یک تیله‌ی آبی شفاف با پره‌های رنگی، جورواجور و بسیار خاص و […]
2 آبان 1400

درد لذت!

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”عاشق غذا دادن به پرندگانم، اما آن‌ها بجای این محبت، فقط فضله می‌ریزند و مجبورم هرروز حیاط را بشورم، دیگر […]
2 آبان 1400

نظافتچی!

مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه عاشق زنی شدم که فقط یک‌بار برای نظافت به خانه‌اش رفته بودم. غریبی ما باهم چند دقیقه بیشتر طول نکشید. […]
30 مهر 1400

تعریف از خود!

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”تعریف از خود نباشه،..”گفت:”خُب تعریف از خودت باشه مگه چه اشکالی داره؟”گفتم:”نه‌اینکه ماخوذ به‌حیام، گفتم شاید باورت نشه!”گفت:”تو هنوز خودت […]
21 مهر 1400

وقتی نمی‌دانی!

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه دوستم گفت من آخرش تو را قهوه‌ای می‌کنم! هر دو از این جمله غش‌غش می‌خندیدیم، چون این جمله دو پهلو […]
20 مهر 1400

علوم‌تجربی!

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفت:”بیا این تمام کتاب‌هایی‌است که لازم داری. ریاضی، ادبیات، زبان، تاریخ، جغرافیا… آها ببخشید یادم رفت این هم کتاب علوم‌تجربی.”گفتم:”مگر […]
14 مهر 1400

ایوان به ایوان!

مدت زمان مطالعه: 12 دقیقه همه‌ی پسران محل می‌خواستیم با کژال دوست شویم البته چیزی فراتر از دوستی! او ترگل‌ورگل بود؛ موهای بوری داشت و […]
error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید