گفتم گفت

گفتم، گفت: عنوان کتابی از اینجانب است که بر گفتگوهایی بر سر چالش هایی انسانی تمرکز دارد،
خیلی سخت است که این مجموعه را مجموعه داستان کوتاه نامید اگرچه در تمامی آنها روایتی داستان وار نهفته است اما به واقع اثری از فضا سازی، شخصیت پردازی و .. نیست گویی فقط یک گفتگوی ساده است اما در پس این مناظره “من و او” چیزهای زیادی مطرح می شود، پرسش های زیادی عنوان می شود و پاسخ های بجا و نابجا…
مجموعه روایت:” گفتم، گفت!” مجموعه از گفتگوهای حیاط خلوت حیات ماست که در آینه شفافیت ذهن و برای رهایی و پاسخ به بسیاری از افکار و باورهاست…
همه آنها از یک بحث و ابهام ساده شروع می شود به اوج می رسد و در نهایت فروکش میکند…
شاید بالا و پایین شدن اندک این روایت در چندخط از یک گفتگوی ساده، روایتگر ضربان قلب یک اثر داستان وار باشد…

21 شهریور 1400

نوشتن نُت!

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”استاد، من سال‌ها با کامپیوتر کار کردم. می‌تونم همزمان خیلی سریع با دو دست با صفحه‌کلید کامپیوتر تایپ کنم اما […]
18 شهریور 1400

یک درصدِ بیشتر!

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”مطمئنم که شما بهترین سازنده‌ی این منطقه‌اید. این خونه ۹۹٪ اون چیزیه که می‌خوام، میخرمش. فقط باید نظر خانمم رو […]
27 مرداد 1400

لحظه

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفت:”در لحظه باید زندگی کرد.”گفتم:”درد نمیگذارد. زیرا آنگاه که دردمندم، درد به جای من، در لحظه زندگی میکند!”
29 تیر 1400

ترحم

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفت:”بیا به هم ترحم کنیم.”گفتم:”این دیگه چیه!؟ منظورت محبته دیگه، نه!؟”گفت:”نه. همون ترحم.”گفتم:”چجوری مثلاً؟”گفت:”وقتی یکی‌مون روی زمین افتاد دست همو […]
8 تیر 1400

زبانِ بدن

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”این زبانِ بدن چیه که خیلیا ازش حرف میزنن و یاد میدن به همه؟” گفت:”زبانِ بدن یه شکلی از ارتباط […]
26 خرداد 1400

عشق هورمونی

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”من عاشقش شدم، خانم دکتر!” گفت:”منطقی باش، زیاد رمانتیکش نکن، افزایش هورمون اُکسی‌توسین باعث میشه این حسو داشته باشی.” گفتم:”ولی […]
6 خرداد 1400

شناخت

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”چند سالتونه پدر جان!؟” گفت:”۷۰ سال.” گفتم:”کی ازدواج کردید؟” گفت” وقتی ۳۵ ساله بودم.” گفتم:”همسرتون رو کامل می‌شناسین!؟” گفت:” از […]
2 آبان 1399

دو لا

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”خبر داری دلار چقدر رفته بالا!؟” گفت:”چه فرقی می‌کنه آقا! من و شما دلار خرید و فروش نمی‌کنیم که این‌ […]
29 مهر 1399

نویسنده

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفت:”می‌نویسی که خودت را نشان دهی!؟”گفتم:”نه، می‌نویسم که دیگران خودشان را به من نشان دهند!”گفت:”چطور؟”گفتم:”همه‌ی ما به یک اندازه مشق […]
6 مهر 1399

اشتباهات آدمی

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفت:”آدم‌ها وقتی بزرگ می‌شوند پخته‌تر می‌شوند و اشتباه نمی‌کنند.”گفتم:”اتفاقا برعکس، ما هر چقدر بزرگتر می‌شویم اشتباهاتمان هم بزرگتر می‌شود.”گفت:”پس تجربه […]
23 تیر 1399

چیز

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”چیزی که من میگم، اون چیزی نیست که تو فکر می‌کنی.” گفت:”چیزی که من هم میگم، اون چیزی نیست که […]
19 تیر 1399

کارآفرین

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”چرا کارمندی را رها کردی و کارآفرین شدی!؟”گفت:”چون من آن‌قدر عمر نمی‌کنم که منتظر حقوق پایان‌ماه باشم!”
12 تیر 1399

پادشاه

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفت:”اینجا چه می‌کنی پیرمرد!؟”گفتم:”در جستجوی شخصی هستم و پُرسان‌پُرسان به دیار شما رسیدم از پی آن.”گفت:”مشخص است که روزگاری زیاد […]
8 تیر 1399

سرمایه‌های سازمان

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”آقای رئیس اجازه هس بیام داخل!؟” گفت:”بیا توو.” گفتم:”راجع به حقوق و دستمزد کارگرای مجموعه می‌خواستم چند لحظه‌ وقتتون رو […]
23 خرداد 1399

حقوق پیشنهادی

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفت:”می‌بینم که مث همیشه سخت مشغولی! کار و بار چطوره؟ از کارِت راضی هستی!؟”گفتم:”یادته توی شرکتت بودم، گفتم حقوقم رو […]
23 خرداد 1399

جنگ

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”بازم که اسحله‌ات رو ورداشتی کجا میری!؟”گفت:”برای دفاع، باید جنگید!”گفتم:”جنگ، ننگه!”گفت:” ما آغازگر جنگ نبودیم و جنگیدن برای دفاع رو […]
11 اردیبهشت 1399

برادر معتاد

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”یه برادر بیکار دارم که معتاد هم هست خیلی تلاش کردم تا به روال عادی زندگی‌اش برگرده…” گفت:”مثلا چیکار کردی!؟” […]
19 فروردین 1399

مخالفِ موافق

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”چرا سال گذشته مخالف این موضوع بودی و الان موافقی!؟”گفت:”چون شرایط آن زمان ایجاب می‌کرد و با شرایط الان فرق […]
6 اسفند 1398

دورتر از مرکز

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفت:”تهران خیلی گرونه، هر چقدر از پایتخت دور بشی قیمت‌ها ارزون‌تر میشه!” اما نگفت تا کجا…؟ من خیلی از پایتخت […]
6 اسفند 1398

اهل

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”ببخشید این نزدیکیا کجا می‌تونم پارک کنم؟” گفت:”اهل اینجا نیستی!؟” گفتم:”نه!” گفت:”بیا جای من، من میرم یه جایی پیدا میکنم!” […]
error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید