انتظار بیخود!

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه

اولین باری که خودرو خریدم، خیلی ذوق و شوق داشتم، لذتی آمیخته با ترس و نگرانی. شبیه دزدین سیب از باغ! شبیه بوسه زدن بر لب نامحرم! از ترس این‌که به جایی بزنم یک هفته، خودرو در پارکینگ خانه‌امان بود و آن را بیرون نمی‌آوردم. صفر بود، نه فرمانی به دستم بود و نه دست‌فرمانی!

یک هفته که گذشت بیرونش آوردم و در اولین دنده عقب گرفتن، آینه سمت راستش را کوبیدم به در ساختمان، یکجا خُرد و خمیر شد! ناراحت نشدم از شکستن آینه‌. ناراحت شدم از این‌که چرا همان هفته‌ی اول آن را بیرون نیاوردم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید