پول و کتاب

کتاب گفتم گفت

کتاب گفتم گفت

گفت:”از آقای سعادت خبر داری!؟ میگن، اینقدر پولدار شده که حالا میخواد رازهای پولدار شدنش رو تووی یه کتاب بنویسه!”

گفتم:”عجب، دقیقا برعکس ما که از فرط بی‌پولی همش کتاب می نوشتیم تا از نوشتن، پول در بیاریم!”

گفت:”آره واقعا، فقط نمی‌دونم بگم برعکس ما یا شبیه ما! چون هنوز پول اون چندتا کتابی که بهش دادیم رو نداده…!”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید