داستان من
رزومه
کتابها
تمامی آثار
گزیدهی اشعار
نگارخانه
آواها
ادبیات داستانی
واژهگردان
موجه در جمع توجیه
آدم حسابی
آدم عوضی
گفتم گفت
نشانههای پنهان
زندگینامه هادی احمدی
رازهای معبد آنا
مهسا امینی
گزیدهی اشعار
کازیو
تماس با من
ژن، ژیان، ئازادی : زن، زندگی، آزادی
دی ۱۵, ۱۴۰۱
مهد محدود!
آن زمانکه ویدئو، حرام بود! شبیه خیلی از حرامیات دیگر، در تمام طایفهی ما فقط پسرخالهام این قدرت را داشت
[…]
دی ۱۰, ۱۴۰۱
هدر!
بچههایی که توی حوزهی بازاریابی و تبلیغات محیطی کار میکنند خوب میدانند هزینهی اجارهی یکماههی یک بنر در یک خیابان
[…]
دی ۹, ۱۴۰۱
مسافران پیکان فکِستنی!
یک روز تا ساعت ۲ صبح شبیه بسیاری از شبها، در شرکتی که کار میکردم ماندم تا کار نیمهتمامی را
[…]
دی ۹, ۱۴۰۱
بسیجی!
زمستان بود و برف تا سقف خانهی کاهگلیمان را گرفته بود. روزهایی بود که برای مدرسه رفتن از داخل حیاط
[…]
دی ۸, ۱۴۰۱
مردن یا سکوت نکردن!؟
اینکه مرگ را زندگی دوباره بدانیم یا بعد از مرگ، دیگر تکراری نخواهد بود پندار شخصی هرکسی است که البته
[…]
دی ۴, ۱۴۰۱
درخت تناور!
آن درخت کلفت و تناوری که میگفت با هر بادی نمیلرزد، میگویند اکنون بخاطر ریدن یک کلاغ بر سر و
[…]
ادامه...