ژن، ژیان، ئازادی : زن، زندگی، آزادی

دی ۱۵, ۱۴۰۱

مهد محدود!

آن زمان‌که ویدئو، حرام بود! شبیه خیلی از حرامیات دیگر، در تمام طایفه‌ی ما فقط پسرخاله‌ام این قدرت را داشت […]
دی ۱۰, ۱۴۰۱

هدر!

بچه‌هایی که توی حوزه‌ی بازاریابی و تبلیغات محیطی کار می‌کنند خوب می‌دانند هزینه‌ی اجاره‌ی یکماهه‌ی یک بنر در یک خیابان […]
دی ۹, ۱۴۰۱

مسافران پیکان فکِستنی!

یک روز تا ساعت ۲ صبح شبیه بسیاری از شبها، در شرکتی که کار می‌کردم ماندم تا کار نیمه‌تمامی را […]
دی ۹, ۱۴۰۱

بسیجی!

زمستان بود و برف تا سقف خانه‌ی کاهگلی‌مان را گرفته بود. روزهایی بود که برای مدرسه رفتن از داخل حیاط […]
دی ۸, ۱۴۰۱

مردن یا سکوت نکردن!؟

این‌که مرگ را زندگی دوباره بدانیم یا بعد از مرگ، دیگر تکراری نخواهد بود پندار شخصی هرکسی است که البته […]
دی ۴, ۱۴۰۱

درخت تناور!

آن درخت کلفت و تناوری که می‌گفت با هر بادی نمی‌لرزد، می‌گویند اکنون بخاطر ریدن یک کلاغ بر سر و […]