ژن، ژیان، ئازادی : زن، زندگی، آزادی

آذر ۱۶, ۱۴۰۱

وانمودی!

سال‌ها پیش، مشتاق هیپنوتیزم بودم. کتاب‌های قطور و کاهی که وقتی ورق می‌خورد آماده‌ی پودر شدن بود را می‌خواندم. از […]
آذر ۱۶, ۱۴۰۱

شکنجه‌گر!

همه‌ی حامیان این حکومت آدم‌های بدی نیستند. حتی چند رفیق این تیپی هم دارم. انصافا جزو دوستان بسیار خوبم هستند. […]
آذر ۱۵, ۱۴۰۱

توبه‌ی گرگ!

هم‌دانشگاهیی داشتم که روزها درس می‌خواند و شب‌ها به سختی توی یک رستوران کار می‌کرد؛ بسیار آدم صرفه‌جو، اقتصادی و […]
آذر ۱۵, ۱۴۰۱

گِل‌آرام!

گفت:”بچه میگم بشین سرجات؛ عزیزمُرده، گِل‌آرام بگیر یه دقه. آخه نمیگی بری توی خیابون بگیرِنت بندازنت زندون کی دَرِت میاره!؟ […]
آذر ۱۴, ۱۴۰۱

خامه‌ی فاسد!

چیزی که فاسد شده، فاسد است. اگر آن چیز، منکر این فسادست بخاطر این است که از بس با فساد […]
آذر ۱۳, ۱۴۰۱

بنی‌عزرائیل!

این خیزش نه سر دارد و نه ته؛ جنبش بی سر و ته، نه زمان خاتمه‌اش قابل فهم است و […]