آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

بهمن ۲۵, ۱۴۰۲

رسم شاگردی!

نمی‌شود که نمی‌شود؛ حتی‌ اگر مریدی جان‌نثار باشی و مرشد را تمام و کمال بدانی و او را عالم دهر، […]
بهمن ۲۵, ۱۴۰۲

پیچیدگی انسان ساده!

فکر می‌کنیم که خیلی ساده فقط می‌خوریم، می‌خوابیم و سیر می‌کنیم؛ حتی خود این سه کار ساده مملو از‌ پیچیدگی […]
بهمن ۱۹, ۱۴۰۲

بستگی!

گاهی حرص می‌خورم از دست کسی که هر سوالی ازش می‌پرسی، در جواب می‌گوید:”بستگی داره!”حالا اگر بپرسی:”به چی بستگی داره؟” […]
بهمن ۱۵, ۱۴۰۲

دزد!

دیشب خواب جالبی دیدم.به محض این‌که داشتم از خودرو پیاده می‌شدم و چند قدم از آن فاصله گرفتم، خانمی آنطرف‌تر […]
بهمن ۱۳, ۱۴۰۲

شکست!

من عمیقاً با این جملات کلیشه‌ای که شکست باعث موفقیت می‌شود موافق نیستم.چراکه به ظن من خیلی‌ها شکست می‌خوردند و […]
بهمن ۱۳, ۱۴۰۲

نقد!

وقتی نظری می‌دهم که مخالف مطلب توست یعنی:۱. مطلبت مهم بوده که نظرم را نوشتم.۲. تو برایم مهم بودی که […]