آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

شهریور ۱, ۱۴۰۱

عجایب شهر!

خدایی با این‌که به نظر می‌رسد حجم زیادی از کاربران لینکدین فارسی، آقایان باشند اما اکثراً در برابر با پست‌های […]
شهریور ۱, ۱۴۰۱

کتاب سفید!

وزارت ارشاد یک مجموعه‌شعر نوجوانان خانم هدا حدادی، نویسنده و شاعر را به‌خاطر وجود کلمه‌ی آبان و چند کلمه‌ي دیگر […]
مرداد ۳۰, ۱۴۰۱

برنج و مو!

مردی در رستوران، چلوکباب سفارش داد، بعد از انتظار طولانی سفارشش حاضر شد. همین‌که مشغول خوردن شد لای بشقاب برنج، […]
مرداد ۲۸, ۱۴۰۱

یک خبر مسرت‌بخش!

شاید علاقمند به خوانش رمان #آدم_عوضی شده باشید. می‌دانم که تعدادتان خیلی کم است، البته هیچ جای نگرانی نیست و مدیونید اگر […]
مرداد ۲۷, ۱۴۰۱

کرم ابریشم!

کرم ابریشم!عاشقی را تو نیاموز که من عاشقتمتو فقط شعله‌ بر افروز که من عاشقتممن که شاگردم و استاد تویی، […]
مرداد ۲۷, ۱۴۰۱

عکس ضریحی!

خانواده‌های کمی هستند که یک عکس ضریحی قاب شده بر دیوار نداشته باشند. تا همین چندسال پیش، در بسیاری از […]