آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

اردیبهشت ۱۵, ۱۴۰۴

شبح نویسنده!

فیلمی دیدم که یک زن جوان و زیبا همسر یک نویسنده‌ی پیر و مشهور رو به موت بود. اسمش خاطرم […]
اردیبهشت ۲, ۱۴۰۴

بیوه‌های سیاه!

عنوان “بیوه‌های سیاه” را آنچنان دوست داشتم که قرار بود رمانی برایش بنویسم که البته فرصت نشد تمامش کنم. بخش […]
فروردین ۱۹, ۱۴۰۴

اهمیت SEX در IT؟

عنوان شغلی برخی بانوان و آقایان حوزه‌ی فناوری اطلاعات را که می‌بینم کلماتی چون “IT Man” و “IT Woman” در […]
فروردین ۸, ۱۴۰۴

سرو هزارساله!

در بهار هیچ درختی تازه نمی‌شود؛ هر سالی که بیاید و برود درخت، پوست‌کلفت‌تر و پوست‌کلفت‌تر می‌شود، قطورتر و قطورتر.این […]
اسفند ۳, ۱۴۰۳

فاجعه‌ی نشر!

خداوکیلی هیچ‌ توجیه اقتصادی و فرهنگی ندارد که نویسنده‌ای با این بازار نشر و نرخ بالای کاغذ و نرخ قلیل […]
بهمن ۴, ۱۴۰۳

تور فضایی!

خیلی هم نیازی به سرعت نور نداریم که در آن اتمام اجزای بدنمان از هم پاشیده شود‍!شاید با افزایش روش‌های […]