آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

تیر ۲۶, ۱۳۹۹

بخشی از رمان کرم‌چاله

هیچ عشقی دوطرفه نیست!یکی طالب می‌شود دیگری مطلوب، و گرنه کلماتی چون عاشق و معشوق، معبد و معبود هرگز ساخته […]
تیر ۲۴, ۱۳۹۹

کمک جنسی‌!

اواخر جنگ ایران و عراق، کمپ‌هایی در شهر برپا می‌شد برای جمع‌آوری کمک‌های مردم به رزمندگان…من حدود ۷ سال سن […]
تیر ۱۴, ۱۳۹۹

کتاب خوب یا کتاب بد، کدام را بخوانیم؟

همه‌ی کتاب‌‌ها شبیه همند منتها کتابی هست که با اندیشه، احساسات و جهان‌بینی فعلی شما هماهنگ است که به آن […]
تیر ۱۲, ۱۳۹۹

داری کار می‌کنی یا بازی!؟

چندبار پیش آمده که به شما گفته‌ باشند:”داری کار می‌کنی یا بازی!؟” چندبار پیش آمده که شما این را به […]
تیر ۱۱, ۱۳۹۹

عمر محتوا

یک کتاب، یک نوشته، یک یادداشت… چقدر می‌تواند عمر کند!؟ آیا کتاب یک کالای مصرفی نیست شبیه همه‌ی‌ آنچه که […]
خرداد ۲۸, ۱۳۹۹

خدایان نمی‌توانند نفس بکشند!

بر اساس پژوهشی که اخیراً بر روی مقبره‌ها و مجسمه‌های مصر باستان صورت گرفته نکته‌ی جالبی مشاهده شده و آن […]