اگرچه تعریف مشخصی و دقیقی برای حجم و اندازه داستان کوتاه در جهان تعریف نشده، اما بر اساس مفهوم Short Story داستان های کوتاه من از 1 پاراگراف تا حداکثر 10 صفحه است و هنوز حتی از میزان هم تجاوز نکرده، سعی دارم تا مباحث عمیق فلسفی جهان غرب و شرق و تمامی یافته های خود را که طی بیش از 10 سال مطالعه حاصل شده در قالب داستان های کوتاه به سمع و نظر شما برسانم، کم و کسر و ضعف ادبی بجای شعف حس و حال اگر دیدید به قلب بزرگ و نگاه بینای خود بر من ببخشید.

تیر ۱۹, ۱۴۰۱

دست‌پخت!

گفت:”میشه تو غذا بذاری؟ آخه دست‌پخت تو یه چیز دیگه‌اس، تو خوشمزه درست می‌کنی.”گفتم:”خُب تو هم خوشمزه درست کن!” #گفتم_گفت […]
خرداد ۴, ۱۴۰۱

هدر!

گفت:”روزی چند ساعت توی‌ شبکه‌های اجتماعی هستی!؟”گفتم:”برنامه‌ريزي کردم، میانگین، روزي۲ ساعت.”گفت:”من که اصلا ۲۴ ساعته یه لحظه هم وقت سرخاروندن […]
اردیبهشت ۳۰, ۱۴۰۱

دارو!

گفت:”دارویی که تجویز کردم برای زخم زبانت است!”گفتم:”دکتر این دارو را بخورم یا بمالم!؟”گفت:”اگر بخوری، دیگر نمی‌توانی بمالی و اگر […]
اردیبهشت ۳۰, ۱۴۰۱

جنبش گه!

همه‌ی مردم، همیشه از دست شهردار شکایت داشتند. از خراج گزافی که به شهردار می‌دادند و هرگز خرج شهر نمی‌شد […]
اردیبهشت ۱۸, ۱۴۰۱

دگردیسی!

نوشت:”های، هاوار یو!؟”نوشتم:” Salam, Khobam, to khobi”نوشت:”آیم فاین! هاو کَن آی هِلپ یو؟”نوشتم:”Komak? Na niazi nis haminke hasti kafieh, Dooste […]
اردیبهشت ۱۵, ۱۴۰۱

پدر خوب، پسر خوب!

گفت:”همیشه به پسرم می‌گفتم همه‌ی ما حق زندگی داریم وقتی حق زندگی دیگران را رعایت کنی خودت هم بیشتر عمر […]