اگرچه تعریف مشخصی و دقیقی برای حجم و اندازه داستان کوتاه در جهان تعریف نشده، اما بر اساس مفهوم Short Story داستان های کوتاه من از 1 پاراگراف تا حداکثر 10 صفحه است و هنوز حتی از میزان هم تجاوز نکرده، سعی دارم تا مباحث عمیق فلسفی جهان غرب و شرق و تمامی یافته های خود را که طی بیش از 10 سال مطالعه حاصل شده در قالب داستان های کوتاه به سمع و نظر شما برسانم، کم و کسر و ضعف ادبی بجای شعف حس و حال اگر دیدید به قلب بزرگ و نگاه بینای خود بر من ببخشید.

6 اسفند 1398

دورتر از مرکز

گفت:”تهران خیلی گرونه، هر چقدر از پایتخت دور بشی قیمت‌ها ارزون‌تر میشه!” اما نگفت تا کجا…؟ من خیلی از پایتخت […]
6 اسفند 1398

اهل

گفتم:”ببخشید این نزدیکیا کجا می‌تونم پارک کنم؟” گفت:”اهل اینجا نیستی!؟” گفتم:”نه!” گفت:”بیا جای من، من میرم یه جایی پیدا میکنم!” […]
6 اسفند 1398

مسیر، مقصد است!

گفت:”دیوانه‌ای تو بخدا! آخه آدم این‌همه راه رو با خودروی شخصی‌اش میره!؟ پس هواپیما رو برای چی درست کردن!؟” گفتم:”خب، […]
25 بهمن 1398

برای‌دل

گفتم:”آلبوم موسیقی آخَرِت افتضاح بود از تو انتظار نمی‌رفت باید بیشتر روی کارات دقت کنی، مردم ازَت انتظار دارن…!” گفت:”مهم […]
22 دی 1398

نور بی زور

گفت:”شب، سیاه است.” گفتم:”شب، سیاه نیست، خورشید نمی‌تابد.” گفت:”خورشید می‌تابد اما نورش به ما نمی‌رسد.” گفتم:”نورش می‌رسد اما زورش نمی‌رسد!”
25 آذر 1398

موجود عجیب!

گفت:”زن‌ها موجودات عجیب و غیرقابل پیش‌بینی هستند. دقیقا معلوم نیس در آنِ واحد چی میخوان، حتی یه وقتایی که چیزی […]
error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!