اگرچه تعریف مشخصی و دقیقی برای حجم و اندازه داستان کوتاه در جهان تعریف نشده، اما بر اساس مفهوم Short Story داستان های کوتاه من از 1 پاراگراف تا حداکثر 10 صفحه است و هنوز حتی از میزان هم تجاوز نکرده، سعی دارم تا مباحث عمیق فلسفی جهان غرب و شرق و تمامی یافته های خود را که طی بیش از 10 سال مطالعه حاصل شده در قالب داستان های کوتاه به سمع و نظر شما برسانم، کم و کسر و ضعف ادبی بجای شعف حس و حال اگر دیدید به قلب بزرگ و نگاه بینای خود بر من ببخشید.

7 آبان 1398

قانون خدا

گفتی:”خدایا، قانون‌ات برای انسان چی بود!؟” گفتم:”فقط بندگی!” گفتی:”… و حرف حساب انسان!؟” گفتم:”همیشه شرمندگی.”
7 آبان 1398

روابط جنسی

گفت:”تو از روابط جنسی چه تعریفی داری؟” گفتم:”چه رابطه‌ای!؟” گفت:”رابطه‌ی جنسی زن با زن؟” گفتم:”یه چیزی کمه!” گفت:” رابطه‌ی جنسی […]
6 آبان 1398

مرهم دردها

گفتیم:”به‌راستی تو بهترین پیام‌آور خدا هستی، تو به ما آموختی که زندگی، دارمکافات است و راهی دشوار؛ که با دل‌سپردن […]
6 آبان 1398

تن به اجبار

گفتم:”پادگان رو یادته!؟ پسر چقدر ما فرار می‌کردیم تا اون دوره‌ی سربازی لعنتی رو نگذرونیم اما در آخر دوسال سربازی […]
30 مهر 1398

قدرت

جثه‌ای ضعیف داشتم و در کوچک‌ترین برخوردهای بین هم‌سن‌و‌سالان خود بیشترین کتک را می‌خوردم. دوستانم بجای کمک، تشویقم می‌کردند که […]
8 مهر 1398

عصای دست

گفتم:”سلام بابابزرگ…” گفت:”سلام دلبندم خوبی بابا جان؟” گفتم:”آره! این چیه دستت؟” گفت:”عصاست، نمی‌دونستی اسمش رو!؟” گفتم:”نه، برای چی دستت گرفتی؟” […]
error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!