آدم عوضی ۱

آدم عوضی ۱

مدت زمان مطالعه: 42 دقیقه

آدم عوضی! [قسمت پنج]
ازدواج، فلسفه‌ی بیخودی است. این‌که همسری را در کنار خود داشته باشی تا یک‌بار ازش کام‌ شیرین بگیری و عمری کامت را به تلخی بکشاند، بدترین انتخاب زندگی است. این بشکه‌ی عسل، زیرش تماماً گُه است! ازدواج، آدم خودش را می‌خواهد. تصمیم به ازدواج همیشه ناآگاهانه است! با این وصف بسیاری به دنبالش می‌روند، گاهی برای شتافتن به‌سوی ارضاهای به‌ظاهر بی‌دردسر، گاهی برای فرار از تنهایی در آینده و گاه برای تولیدمثل. ازدواج، حبس شدن در سیاه‌چاله‌ی زمان است. این کام‌جویی‌های هفتگی و گاه ماهانه به‌اندازه‌ی نوشیدن یک لیوان شیر است، احمقانه است که برای یک لیوان شیر، گاو بخری.
این پنداشت پدرم بود که همیشه چنین توجیهی برای ازدواج نکردنش می‌آورد. خیلی هم بی‌ربط نمی‌گفت؛ شاید به همین خاطر است که شیر هم به‌مانند مَنی، بو یا طعم وایتکس می‌‌دهد! من با شنیدن چندباره‌ی این گفتارها، هم از شیر و هم از وایتکس، به یک اندازه متنفر می‌شدم. حتی اگر از شیر بتوان برای قوای جسمی و از وایتکس برای نظافت تمام کثافات محیط استفاده کرد.
درهرصورت من نیز گاهی موافق پدرم می‌شدم و گاهی مخالف. بستگی داشت که هورمون‌های جنسی من در آن لحظه‌ی این بحث تکراری در چه حس و حالی می‌بودند.
چیزی که عیان بود این بود که او برای همه، لباس دوخت و بر تن تمام آدم‌های اطراف پوشاند، اما هیچ‌کس را نتوانست هم‌اندازه‌ی خودش بُرش دهد و بر تن بپوشاند. در عوض باور داشت که هر چیزی راه‌حلی دارد و نیازی نیست کسی شبیه تمام آدم‌ها، یک مسیر تکراری و یکنواخت را تجربه کند. اگرچه به نظر، این اعتقادش بود ولی ازدواج نکردنش بیشتر به وضع مالی و قیافه‌اش ارتباط داشت که هر دو، تودل‌برو نبود. این‌ها را هم از سر ناچاری می‌گفت. زیرا هر زنی را که دوست داشت حاضر نبود در کنارش باشد و زنانی را که دوست نداشت، له‌له می‌زدند تا کنارش باشند اما او آنان را نمی‌خواست. این‌گونه شد که تا سن ۴۰ سالگی هیچ زنی را در آغوش نگرفت، به‌جز تخیل نزدیکی یک اسپرم در رحم اجاره‌ای آن زن هندی، برای فرار از رنج تنهایی در آینده و تولیدمثل.
نمی‌دانم تأثیر ماندن ۹ ماهه در رحم اجاره‌ای یک زن، چقدر می‌تواند بچه را شبیه او کند اما هرچه بود، ازنظر ظاهری هیچ شباهتی به پدرم نداشتم!

ادامه دارد…

عضویت در سایت
اطلاع رسانی
guest

14 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
مهدی
مهدی
11 ماه قبل

خیلی حواشی داره متن….. حوصله بر هست. نمیشه شسته رفته تر کرد؟

ساحره
ساحره
11 ماه قبل

مشتاقانه دنبال میکنم داستان رو

Behnaz
Behnaz
10 ماه قبل

بسیار مشتاق شدم…

پروانه
پروانه
7 ماه قبل

عالی بود

فانید
فانید
5 ماه قبل

نوشته با نگاه به مسائل اجتماعی موشکافانه و بعضا روانشناسانه همراه است . شخصا از خواندنش لذت بردم و مسلما اندوه منو بهمراه داشت برای وجودمسائل ومغضلات موجودی که دقیقا اشاره شده .

علیرضا بخیت
علیرضا بخیت
4 ماه قبل

عالی

مهدی
مهدی
3 ماه قبل

دمت گرم
داداش

error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید
14
0
نظرت مهمه حتماً بنویس!x