داستانهاي کوتاه فلسفی

مدت زمان مطالعه: 45 دقیقه

آدمِ عوضی!

آدمِ عوضی عنوان رمان جدیدی است که در تضاد با آدم حسابی نوشتم. برعکس آن یکی که مجوز چاپ نگرفت و مجبور شدم یکجا در سایتم قرارش بدهم، این یکی هنوز به اداره‌ی ارشاد و تیغ سانسور نرسیده! نمی‌دانم چه سرنوشتی خواهد داشت. سعی می‌کنم هر روز قسمت‌هایی از آن را در سایتم، کانال لینکداین و تلگرام منتشر کنم متاسفانه امکان نشر آن بدلیل حجم صفحات در اینستاگرام مقدور نشد. در کانال تلگرام https://t.me/Soroushane یا وب‌سایت منتظر حضور گرمتان هستم. تگ #آدم_عوضی را فالو کنید تا جریان سریالی‌اش را از دست ندهید. خوشحال می‌شوم نظراتتان را درباره این رمان در سایتم و زیر هر قسمت از آن قید فرمایید و اگر مشتاقید پیش‌بینی کنید که در قسمت‌های بعد، داستان چگونه خواهد بود. این داستان بلند، یک جریان ترسناک در فضایی بسیار تاریک و البته خشن و گاهی عاشقانه دارد و دارای بیان عریانی است لذا پیشنهاد می‌کنم افراد زیر ۱۶ سال آن را مطالعه نکنند. ممنونم از همراهی‌تان. در هرصورت چه باشید چه نباشید باعث افتخارید.

سپتامبر 27, 2021

آدم‌حسابی!

مدت زمان مطالعه: 45 دقیقه آدم‌حسابی [فصل اول] آدم که به زمین فرستاده شد اصلاً ناراحت نشد. با این‌که خدا طردش کرد، توی ذوقش زد، […]
ژوئن 2, 2021

مرد کاغذی

مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه مرد کاغذی، لقبی بود که رسانه‌ها به او داده بودند. یک قهرمان بود در نظر بسیاری. شبیه مرد آهنی، مرد […]
آگوست 3, 2020

حلقه‌ی آهنی!

مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه خانواده‌ی ما گوشه‌گیرترین خانواده‌ی این کره‌ی خاکی است! گویی نه همسایه‌ای داریم نه قوم و خویشی… البته که همسایه داریم […]
آوریل 18, 2020

پیرزن ابیانه

مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه از فاصله‌ی کم، نزدیک به چند متر مانده به او، پیرزنی دوست‌داشتنی و آرام با موهای حنایی، صورت گِرد و […]
سپتامبر 3, 2019

آشنایی با خانم…

مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه با خانمی آشنا شدم که تحصیلات فوق‌دکتری مغز و اعصاب داشت، یک ایرانی ساکن کانادا که تحصیلات عالیه‌اش را آنجا […]
جولای 21, 2019

دفتر رؤیاها

مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه روزهای تلخ و یکنواختی بود و او خاطرات هر روز را در دفتری می‌نوشت تا بعدها آن‌ها را بخواند. اما […]
جولای 21, 2019

خو کرده به تاریکی

مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه مرد کوری سر راهم سبز شد. زیبایی یک صبح دل‌انگیز پاییزی با رنگ‌های چشم نوازشْ باعث شد تا یک لحظه، […]
جولای 21, 2019

درس‌های پدر

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه پدرم همیشه درس انسانیت و آزادگی را به من می‌‌آموخت و همیشه می‌گفت: «این حرف‌ها حقایقی است که از پدرم […]
جولای 16, 2019

حادثه‌ی مترو

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه در متـرو، روبه‌روی جوانی نشسته بودم. نمی‌دانم چرا، اما ناخــودآگاه تمام حرکات جوان را زیر نظر گرفتم. او روزنامه‌ای در […]
جولای 16, 2019

رنج پیری

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه آینه را می‌توانست بشکند تا پیری‌اش را در آن نبیند و همین کار را هم کرد؛ اما خاطـرات دوران جوانی، […]
جولای 16, 2019

الماس جوان

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه جوانی قطعه‌ای الماس در خانه داشت. روزی آهنگِ فروش آن کرد؛ پس نزد جواهرفروشی رفت. ابتدا خواست قیمت الماسِ آن‌جا […]
جولای 16, 2019

بهار

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه کودکْ نزد مادرش رفت و پرسید: «مادر، چرا بهار نمی‌آید؟» مادر گفت: «دخترم، صبر کن، بهار از راه خواهد رسید. […]
جولای 16, 2019

ترکه و سایه

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه کودکی ترکه‌ای را در زمینی صاف کاشت و به انتظار نشست. آفتابْ در بالاترین نقطه‌ی خود بود و سایه‌ی ترکه […]
جولای 16, 2019

کرکس گرسنه

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گرسنگی به‌شدت به کرکسی پیر فشار آورده بود. او ساعت‌ها در آسمان در حال پرواز بود تا چیزی برای خوردن […]
جولای 16, 2019

خودکشی

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه مردمْ دور ساختمانی بلند جمع شده بودند و جوانی در بالای ساختمان قصد خودکشی داشت.هراسی هولناک و هیجانی نفس‌گیر بر […]
جولای 16, 2019

ساعت‌دیواری

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه ساعت‌دیواریْ از کار افتاد و مادر، آن را به پسرش داد تا برای تعمیر نزد ساعت‌ساز ببرد. تنها ساعت‌ساز محله […]
جولای 16, 2019

قاب عکس

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه قاب عکس دوران جوانیِ پیرمرد، تمام دلبستگی و عشقِ گذشته‌ی شیرین او بود. هر روز قاب را در دست می‌گرفت […]
جولای 16, 2019

شاهکار نقاش

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه نقاشی که هیچ‌گاه اثرهایش مورد توجه دیگران قرار نمی‌گرفت، به هر دری می‌زد تا بهترین اثر را خلق کند؛ اما […]
ژانویه 24, 2019

چکیده!

مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه داستان کوتاه چکیده! ” از روزی که قرار شد تا با راهنمایی استاد ارجمندم آقای (جی، اس)، تز دکترای خود […]
ژانویه 22, 2019

مترسک ها

مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه داستان کوتاه مترسک ها مترسک ها یکجا جمع شدند؛ آنها به شدت از وضع مزرعه، رفتار دهقان و آزار کلاغ […]
error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید