موجه در جمع توجیه

مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه

31 مرداد 1400

پاسخ!

مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه بخاطر مغروری هیچ‌گاه زن نداشت، بخاطر بی زنی هیچ‌گاه فرزند و بخاطر بی‌فرزندی هیچ‌گاه پدر بودن را حس نکرد. مگر […]
25 مرداد 1400

خواب درختان

مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه زیر قامت درختی ایستاده بودم. تنِ ‌قطور، پوست کلفت و بلندای هیبت و شاخه‌های آشفته و پراکنده‌اش را دید می‌زدم […]
14 مرداد 1400

گوشواره‌های دخترم

مدت زمان مطالعه: 23 دقیقه تا وقتی که، سرزمین، سرزمینِ مادری است؛ زبان، زبانِ مادری است؛ جشن پیوند، مراسم عروسی است؛ ماشین عروس و داماد، […]
27 تیر 1400

سگبان

مدت زمان مطالعه: 15 دقیقه خواجه‌ی پیر، هفتاد قلاده سگ داشت. شمارش دقیق آنها، کاری بود که هر روز می‌کرد. با اینکه شغلش این نبود، […]
21 تیر 1400

همسفران پرواز

مدت زمان مطالعه: 10 دقیقه اواخر پاییز، در پرواز بازگشت از زاهدان به تهران، همسفر یک بلوچی و یک تهرانی شدم هر سه کنار هم […]
1 خرداد 1400

سماور چایی

مدت زمان مطالعه: 15 دقیقه توی پادگان هر هفته فقط یک بار چایی می‌دادند. چراش فقط به این دلیل بود که می‌گفتند:”نوشیدن چای یک تفریحه! […]
24 اردیبهشت 1400

کر و کور

مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه همسرش به شدت زیبا بود. آنقدر که با صورت نشُسته و شُسته، صورتِ دم صبح و آخر شب نیز همیشه […]
19 اردیبهشت 1400

زباله‌گرد

مدت زمان مطالعه: 11 دقیقه عناوین شغلی گاهی افتخارآمیزند و گاه در انظار مردم نفرت‌برانگیز. هنگامی‌که نقش باکتری سطل‌های زباله را داری یک زباله‌گردی. وقتی […]
19 اردیبهشت 1400

فراموش شده

مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه ساعت، قدیمی‌ترین اختراع بشر است. البته نه آنقدر که ماقبل تاریخ باشد؛ نه آنقدر که پیش از شکل‌گیری ساعت بیولوژیکی […]
17 اردیبهشت 1400

زهر عقرب

مدت زمان مطالعه: 11 دقیقه با آنتی از طریق یک شبکه‌ی اجتماعی آشنا شدم، یک مرد فنلاندی که برای تجارت تجهیزات پزشکی مقیم کشور امارات […]
16 اردیبهشت 1400

فانتوم

مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه هیچ چیزی دردناک‌تر از جای خالی نیست. جایی که از ابتدا خالی نبوده بلکه اکنون تبدیل به حفره‌ای شده که […]
20 فروردین 1400

آرزو

مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه مطئمناً رسیدن به آرزوها به زمان نیاز دارد. برآورده شدنشان حتی در اوج بی‌نظمی و بی‌زمانی، قاعده و قانون خود […]
15 شهریور 1399

ایوان ریمسکی

مدت زمان مطالعه: 9 دقیقه نامش ایوان ریمسکی بود یک جوان رعنا و خوش‌قد و بالای اهل روسیه. منتظر رفتن خودروی جلویی بودم. به‌محض خارج […]
13 شهریور 1399

درک تو از مدرک!

مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه گواهینامه‌ی بعدی را که گرفتم سریع آنرا قاب کرده و به دیوار زدم. در رزومه‌ هم آنرا نوشتم. انگیزه‌ام بیشتر […]
11 شهریور 1399

آخرین قطار

مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه آخرین قطاری بود که می‌شد آسوده و بدون تنه‌زدن به این و آن سوارش شوم. همیشه انتظار برای رسیدن یک […]
9 شهریور 1399

حد و اندازه

مدت زمان مطالعه: 8 دقیقه مادرم طلاق گرفت، به گفته‌ی خودش خیلی دیر، اما بالاخره توانست تصمیم‌اش را عملی کند و از این بابت خوشحال […]
26 مرداد 1399

مهمان‌نوازی

مدت زمان مطالعه: 9 دقیقه “مهمون حبیب خداست و روزی‌اش رو با خودش میاره!” این تکیه‌کلام مادرم بود زنی بسیار مهمان‌نواز، آنقدر که حاضر بود […]
16 مرداد 1399

تلفن‌همراه

مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه بازنشسته شدم، با پولی که نصیبم شده بود تصمیم گرفتم دستی به سر و روی خانه‌ی کلنگی‌ام بکشم و خانواده‌ […]
8 مرداد 1399

آب‌مروارید!

مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه بعد از مدت‌ها کلنجار رفتن بالاخره تصمیم گرفتم موهایم را رنگ کنم… تا سپیدی و کهنه‌گی سال‌های دراز عمر را […]
4 مرداد 1399

تنهایی

مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه دختر اول خانواده باشی و هیچ بهره‌ای از زیبایی و ظرافت زنانه هم نبرده باشی، یک مرد بی‌ریخت و کاملی! […]
error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید