هادی احمدی سروش

نوامبر 3, 2020
کاریکلماتورهای هادی احمدی

پناه

زیر سایه‌ی او بزرگ شده بود به ‌همین‌خاطر هیچ‌وقت آفتاب را ندید! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: پناه، چتر حمایت است و پناهگاه، گاه محفل خیال است و گاه آغوش وصال و […]
اکتبر 18, 2020

برخورد با بازخورد

مدیری بی‌منطق و سخت‌گیر داشتم بیخود و بی‌جهت به هرکاری که می‌کردم ولو به نحو احسن (حداقل به نظر خودم!) بازخورد منفی داشت و همیشه چیزی برای گیر دادن در […]
آگوست 6, 2020

تلفن‌همراه

بازنشسته شدم، با پولی که نصیبم شده بود تصمیم گرفتم دستی به سر و روی خانه‌ی کلنگی‌ام بکشم و خانواده‌ را از رنج کهنه‌گی چندین ساله این ویلای درب و […]
آوریل 18, 2020

پیرزن ابیانه

از فاصله‌ی کم، نزدیک به چند متر مانده به او، پیرزنی دوست‌داشتنی و آرام با موهای حنایی، صورت گِرد و لُپ‌های برآمده به نظر می‌رسید، دقیقاً شبیه همان تصویری که […]
مارس 7, 2020

این‌کار

از وقتی که بیکار شدم، یک‌سال می‌گذرد، تلاش زیادی کردم که تن به این‌کار ندهم، دست به هر کاری زدم کارهایی که دوست داشتم و نداشتم را امتحان می‌کردم تا […]
ژانویه 11, 2020

نمی‌فهمی

هیچ شانسی بالاتر از این نیست که همین الان، زنده‌اید و نفس می‌کشید …! این شانس بیشتر از آنکه نتیجه‌ی تصمیمات و محافظه‌کاری‌های تو باشد نتیجه‌ی یک اتفاق خوشایند است. […]
اکتبر 28, 2019
کتاب گفتم گفت

مرهم دردها

گفتیم:”به‌راستی تو بهترین پیام‌آور خدا هستی، تو به ما آموختی که زندگی، دارمکافات است و راهی دشوار؛ که با دل‌سپردن به آموخته‌هایت، می‌شود هموار. سبب شدی تفاوت حلال و حرام […]
سپتامبر 3, 2019

آشنایی با خانم…

با خانمی آشنا شدم که تحصیلات فوق‌دکتری مغز و اعصاب داشت، یک ایرانی ساکن کانادا که تحصیلات عالیه‌اش را آنجا گذرانده بود اما به عشق وطن چندین سال هست که […]
آگوست 14, 2019

مَلی و بزرگ‌پاچ!

نامش “سکینه‌خاتون” بود اما همه صدایش می‌کردند: “بزرگ‌پاچ” یعنی دختر ترشیده… ، اوایل اگر کسی به این نام صدایش می‌کرد خیلی سریع و خشن به او حمله‌ور می‌شد هرجایی هم […]
جولای 21, 2019
نشانه های پنهان مجموع داستان کوتاه

شهر گمشده

شهر گمشده، از رؤیاهای ماجراجویانی بود که به طمع به دست آوردن جواهرات و عتقیه‌های آن لحظه‌ای دست از اندیشیدن و جست‌وجوی آن برنمی‌داشتند. گویی یافتن آن به معجزه‌ای می‌مانْد […]
جولای 21, 2019
نشانه های پنهان مجموع داستان کوتاه

بافنده‌ی بازنده

این را برای جـهازش بافته بود. سال‌ها با اشک نگاهش، گل‌های فرش را آب می‌داد و گره‌ای که می‌زد گـره‌ای را از کار خود باز شده می‌پنداشت. چیزی به نزدیک​شدن […]
جولای 18, 2019
نشانه های پنهان مجموع داستان کوتاه

گدا

مدت زیادی بود که گدایی می‌کرد و همیشه آرزو داشت پول کلانی به دست آورد تا دست از تکدی‌گری بردارد. او هر روز از بانک سر مسیرش رد می‌شد و […]
ژانویه 24, 2019

چکیده!

داستان کوتاه چکیده! ” از روزی که قرار شد تا با راهنمایی استاد ارجمندم آقای (جی، اس)، تز دکترای خود را در زمینه” تأثیر زیست شناسی بر جامعه شناسی” ارایه […]
ژانویه 22, 2019

مترسک ها

داستان کوتاه مترسک ها مترسک ها یکجا جمع شدند؛ آنها به شدت از وضع مزرعه، رفتار دهقان و آزار کلاغ ها به خشم آمده بودند، آنها از اینکه هیچ وقت […]
سپتامبر 27, 2018
شکل بشر

شکل بشر

سپتامبر 18, 2016

حیوان و انسان

حیوان و انسان سرگشته و حیرانم چون در تن انسانم نیمی ز ملایک ها نیمی که ز حیوانم یک پرسش جانکاهی، بر جانم و دلم باقی تردید دلم بردار از […]
سپتامبر 8, 2016

مناظره شعری سروش، شجریان در پاسخ به عاملی

سپتامبر 7, 2016

مناظره شاعرانه سیب و باغبان

سپتامبر 7, 2016

دعوای شاعران بر سر خال هندو

سپتامبر 28, 2015

از سی به…

از سی به … دورنمای زندگی ادبی ، سروش از زبان خویش اگر فرض بر شصت سال عمر بگذاریم از نیمه اول زندگی ام عبور کرده ام. سخت اما شیرین، […]
سپتامبر 8, 2011

صفر تا سی سالگی

خیلی تلاش کردم تا تعریف درستی از خودم ارایه کنم از جایی درگیر فناوری اطلاعات هستم و از جایی درگیر ادبیات…. اما در نهایت به یک نتیجه رسیدم که از […]
error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید