هادی احمدی سروش

مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه

22 شهریور 1400

مداد سیاه!

مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه زنگ مدرسه، گوشخراش و دلهره‌آور بود، اما نه همیشه. وقتی در حیاط مدرسه، وسط بازی و استراحت، زنگ می‌خورد، هول […]
31 مرداد 1400

پاسخ!

مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه بخاطر مغروری هیچ‌گاه زن نداشت، بخاطر بی زنی هیچ‌گاه فرزند و بخاطر بی‌فرزندی هیچ‌گاه پدر بودن را حس نکرد. مگر […]
26 مرداد 1400

اسکناس ۱۰۰ ریالی!

مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه هرگاه به ماهیت دین و سیاست نگاه می‌کنم. یاد جمله‌ی معروف سیدحسن مدرس می‌افتم که گفته بود:”سیاست ما عین دیانت […]
27 تیر 1400

سگبان

مدت زمان مطالعه: 15 دقیقه خواجه‌ی پیر، هفتاد قلاده سگ داشت. شمارش دقیق آنها، کاری بود که هر روز می‌کرد. با اینکه شغلش این نبود، […]
13 آبان 1399

پناه

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه زیر سایه‌ی او بزرگ شده بود به ‌همین‌خاطر هیچ‌وقت آفتاب را ندید! #کاریکلماتور #واژه_گردان پانوشت: پناه، چتر حمایت است و […]
27 مهر 1399

برخورد با بازخورد

مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه مدیری بی‌منطق و سخت‌گیر داشتم بیخود و بی‌جهت به هرکاری که می‌کردم ولو به نحو احسن (حداقل به نظر خودم!) […]
16 مرداد 1399

تلفن‌همراه

مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه بازنشسته شدم، با پولی که نصیبم شده بود تصمیم گرفتم دستی به سر و روی خانه‌ی کلنگی‌ام بکشم و خانواده‌ […]
30 فروردین 1399

پیرزن ابیانه

مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه از فاصله‌ی کم، نزدیک به چند متر مانده به او، پیرزنی دوست‌داشتنی و آرام با موهای حنایی، صورت گِرد و […]
17 اسفند 1398

این‌کار

مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه از وقتی که بیکار شدم، یک‌سال می‌گذرد، تلاش زیادی کردم که تن به این‌کار ندهم، دست به هر کاری زدم […]
21 دی 1398

نمی‌فهمی

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه هیچ شانسی بالاتر از این نیست که همین الان، زنده‌اید و نفس می‌کشید …! این شانس بیشتر از آنکه نتیجه‌ی […]
6 آبان 1398

مرهم دردها

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتیم:”به‌راستی تو بهترین پیام‌آور خدا هستی، تو به ما آموختی که زندگی، دارمکافات است و راهی دشوار؛ که با دل‌سپردن […]
12 شهریور 1398

آشنایی با خانم…

مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه با خانمی آشنا شدم که تحصیلات فوق‌دکتری مغز و اعصاب داشت، یک ایرانی ساکن کانادا که تحصیلات عالیه‌اش را آنجا […]
23 مرداد 1398

مَلی و بزرگ‌پاچ!

مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه نامش “سکینه‌خاتون” بود اما همه صدایش می‌کردند: “بزرگ‌پاچ” یعنی دختر ترشیده… ، اوایل اگر کسی به این نام صدایش می‌کرد […]
30 تیر 1398

شهر گمشده

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه شهر گمشده، از رؤیاهای ماجراجویانی بود که به طمع به دست آوردن جواهرات و عتقیه‌های آن لحظه‌ای دست از اندیشیدن […]
30 تیر 1398

بافنده‌ی بازنده

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه این را برای جـهازش بافته بود. سال‌ها با اشک نگاهش، گل‌های فرش را آب می‌داد و گره‌ای که می‌زد گـره‌ای […]
27 تیر 1398

گدا

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه مدت زیادی بود که گدایی می‌کرد و همیشه آرزو داشت پول کلانی به دست آورد تا دست از تکدی‌گری بردارد. […]
4 بهمن 1397

چکیده!

مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه داستان کوتاه چکیده! ” از روزی که قرار شد تا با راهنمایی استاد ارجمندم آقای (جی، اس)، تز دکترای خود […]
2 بهمن 1397

مترسک ها

مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه داستان کوتاه مترسک ها مترسک ها یکجا جمع شدند؛ آنها به شدت از وضع مزرعه، رفتار دهقان و آزار کلاغ […]
28 شهریور 1395

حیوان و انسان

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه حیوان و انسان سرگشته و حیرانم چون در تن انسانم نیمی ز ملایک ها نیمی که ز حیوانم یک پرسش […]
18 شهریور 1395

مناظره شعری سروش، شجریان در پاسخ به عاملی

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه
error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید