هادی احمدی نویسنده

سپتامبر 1, 2020

آخرین قطار

آخرین قطاری بود که می‌شد آسوده و بدون تنه‌زدن به این و آن سوارش شوم. همیشه انتظار برای رسیدن یک قطار خلوت یا اندکی خلوت اگرچه آزاردهنده است اما این […]
جولای 2, 2020

داری کار می‌کنی یا بازی!؟

چندبار پیش آمده که به شما گفته‌ باشند:”داری کار می‌کنی یا بازی!؟” چندبار پیش آمده که شما این را به کسی گفته باشید!؟ اگر چنین عبارتی به‌گوشتان آشناست پس لابد […]
ژوئن 14, 2020

سربازی

هم‌قطاری داشتم که در میدان تیر سربازی دقیقاً پس از ۴۰ روز آموزشی، مغز خودش را با یک گلوله‌ی ژ-۳  چنان ترکاند که در پیشانی‌اش فقط جای یک سوارخ ریز […]
می 15, 2020

طلا

تمام زندگی، غمِ داشته‌ها و نداشته‌هاست، سراسر مملو از نگرانی‌است بر سر هر آنچه که ما را در گرداگردِ گرداب خواسته‌ها چون ذر‌ه‌ای ناچیز به هوا می‌فرستد…تا بی‌مقدارْ در آسمان […]
آوریل 11, 2020

نازنین

زیباترین، دلرباترین و رویایی‌ترین چیزی بود که به چشمم می‌دیدم یک عروس زیبا که دست در دست شوهرش از پله‌های ورودی به داخل حیاط خانه‌ آهسته و قدم به قدم […]
اکتبر 28, 2019
کتاب گفتم گفت

مرهم دردها

گفتیم:”به‌راستی تو بهترین پیام‌آور خدا هستی، تو به ما آموختی که زندگی، دارمکافات است و راهی دشوار؛ که با دل‌سپردن به آموخته‌هایت، می‌شود هموار. سبب شدی تفاوت حلال و حرام […]
فوریه 26, 2019
کاریکلماتورهای هادی احمدی

سنگ روی سنگ

ملات و سیمان بیشتری ریخت تا سنگ را روی سنگ بند کند!
فوریه 25, 2019
کاریکلماتورهای هادی احمدی

فراموشی

بیچاره، فراموشی گرفته بود آنقدر که فراموش کرده بود که مرا فراموش کند!
error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید