قالب وردپرس

قدر و نذر

 

ما را ز دعای خود ز خاطر نبرید
این باطن شوریده به ظاهر نبرید.

هرچند که نامم شده آن مرد خطاکار!
هم کیش خدا هستم و کافر نبرید.

صد حیله اگر جمع شده در فکر و دل من
ناشیگرم و ظنی به ماهر نبرید.

گویند شب قدر،به صد نذر و عطا هست
ما را تو به یاد آور و وافر نبرید.

پیش از همه از یاد دلم یاد کنید
اکنون که محتاجم و آخر نبرید.

آماده دیدار سرانجام جهانم
ترسم که بیایم و مسافر نبرید.

بی شک که تو دانی غزل و قدر غزل را
این وزن سروشانه ز خاطر نبرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جواب معادله را درج فرمایید

error: یاد بگیریم کپی نکنیم