شهریور ۲۸, ۱۳۹۵

حیوان و انسان

حیوان و انسان سرگشته و حیرانم چون در تن انسانم نیمی ز ملایک ها نیمی که ز حیوانم یک پرسش جانکاهی، بر جانم و دلم باقی تردید دلم بردار از اینم و یا آنم!؟ اندیشه کاوشگر مرغی است به دام تن پَر می زندش اما در عرصه زندانم دریای خروشانم تا ساحل سربسته خواهم شکنم ساحل، با جوشش طوفانم آرام نمی گیرد این باطن آشفته از علت حیرانی، خود دانی و میدانم این سرخی سیمایم از رود رگ پر خون آندم که از این حیرت یکباره به طغیانم گه کافر و بی دینم گه مومن درگاهم گه با گنهی سوزد […]
شهریور ۲۸, ۱۳۹۵
Idol بت تراش داستان سانسور شده

بُت‌تراش

داستان بُت تراش متاسفانه از کتاب مجموعه داستان های کوتاه نشانه های پنهان حذف و بعبارتی سانسور شد. داستان کوتاه بُت‌تراش بُت‌تراش بود. مردم به چشم یک برگـزیده، به او می‌نگریـستند. اما برگزیده نبود؛ فقط نقشـی از خـدا را بر پیکر سنگی که بُت می‌خواندند، می‌زد. او هم محبوب مردم بود و هم محبوب معبد. کار او در اصل سنگ‌تراشی بود؛ اما هیچ سنگی را جز در راه ساخت تندیسی مقدس،که برای مردمان شهرش بود، نمی‌تراشید. او از هـــمین راه، امرار و معـاش می‌کرد و برای تهیه‌ی تندیس‌های مقدس، خود را ملزم می‌کرد که به دور دست‌ها سفر کند، تا […]
شهریور ۲۶, ۱۳۹۵
کتاب شهرآفرین بازآفرینی شهر بیجار هادی احمدی

شهرآفرین باش!

کتاب شهرآفرین با رویکرد ایجاد یک تفکر فرهنگ سازی شده برای سرمایه دار مداری و جذب گردشگر برای رونق شهری بخصوص برای شهر بیجار گروس به رشته تحقیق و تالیف درآمده است که سعی کردم تا به نوعی و از زاویه ای دیگر ،بیکاری و مهاجرت و روشهای رونق کسب و کار در بیجار بپردازم. با مطالعه این کتاب درهای بسیاری به روی روشنفکران باز خواهد شد . از تمای عزیزان خواهشمندم انتقادات و پیشنهادات خود را در ارتباط با این اثر با من در میان بگذارید تا در ویرایش های آتی نسخه قویتری ارایه گردد. این اثر، حاصل مطالعه و تحقیقات […]
شهریور ۲۰, ۱۳۹۵

شطرنج

شطرنج از روز ازل بدون هیچ جرم بر روی سرم چه ها نوشتند این بخت سیه که بر من افتاد از بخت همه جدا نوشتند من مهره ی بی قراری مانم در صفحه ی خالی از نوازش با هر حرکت که من بکردم گفتند:« خطا!»، خطا نوشتند جرمم حرکت در این سیاهی بی آنکه رَوَم به روشنایی من خانه نشینم و چه افسوس در خانه ی من جفا نوشتند این صفحه ی زشت زندگانی ست تا روز ابد که ماندگار است بیچاره دلم همیشه می گفت « آواره مرا چرا نوشتند!؟» هر جا که لبی به خنده آید صد دلخوش […]
شهریور ۲۰, ۱۳۹۵

رود و دریا

داستان کوتاه رود و دریا از کتاب نشانه های پنهان از برخورد دو ابر بهاریِ عظیم، بارانی بر زمین فرود آمد و در کمتر از دقایقی، از نهرهای بسیار کوچک که دست به دست هم داده بودند رودی روان شد به سوی مقصدی نامعلوم. این رود، من بودم! رودی که نه از پهنه‌ی این وسعت خاکی خبر داشت و نه از کوچکی خود. بی‌آنکه خود بخواهم و یا بدانم، حرکتم به سمت جلو آغاز شد. در ابتدا به آرامی پیش می‌رفتم؛ چون همه چیز به آرامی ‌پیش می‌رفت! مسیر من یک بستر آماده نبود! ناچار برای باز کردن راه خود، […]
شهریور ۲۰, ۱۳۹۵

بُت‌تراش

بُت‌تراش بُت‌تراش بود. مردم به چشم یک برگـزیده، به او می‌نگریـستند. اما برگزیده نبود؛ فقط نقشـی از خـدا را بر پیکر سنگی که بُت می‌خواندند، می‌زد. او هم محبوب مردم بود و هم محبوب معبد. کار او در اصل سنگ‌تراشی بود؛ اما هیچ سنگی را جز در راه ساخت تندیسی مقدس،که برای مردمان شهرش بود، نمی‌تراشید. او از هـــمین راه، امرار و معـاش می‌کرد و برای تهیه‌ی تندیس‌های مقدس، خود را ملزم می‌کرد که به دور دست‌ها سفر کند، تا نوعی سنگ آسمانی را برای این کار بیابد. بُت‌های بزرگ و کوچک و ساخته شده‌ی دست او، به نوعی عجیب […]
شهریور ۲۰, ۱۳۹۵

شاهکار نقاش

شاهکار نقاش نقاشی که هیچ‌گاه اثرهایش مورد توجه دیگران قرار نمی‌گرفت، به هر دری می‌زد تا بهترین اثر را خلق کند؛ اما هر بار که بوم نقاشی را پیش روی خود می‌گذاشت تا طرحی بیآفریند، موفق به انجام کاری نمی‌شد. روزی خواست درختی را در جنگل بکشد که هم‌تراز، هم‌رنگ و هم اندازه‌ی سایر درختان باشد. او هر کاری می‌کرد تا درختی را در جنگل بکشد، نمی‌توانست! چرا که هر چه او می‌کشید یک جنگلِ پُر از درخت‌های یک اندازه و مشابه بود و انگار کشیدن درختی در جنگل که هیچ تفاوتی با سایر درخـتان نداشته باشد، بسیار مشکل می‌نمود. […]
شهریور ۱۹, ۱۳۹۵

چه کسی آمده تا

شهریور ۱۹, ۱۳۹۵

مرز رویا و حقیقت

شهریور ۱۹, ۱۳۹۵

بجز رسیدن به تو

error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید