آینده نامعلوم گوگل

داستان گوگل مترادف با تولد اینترنت است. در اواسط دهه ۱۹۹۰، لری پیج و سرگئی برین، دو دانشجوی فارغ التحصیل دانشگاه استنفورد، کار خود را روی یک پروژه برای رتبه بندی صفحات وب شروع کردند و به مردم اجازه دادند هر چیزی را جستجو کنند. البته این پروژه کوچک همان بود که در نهایت به گوگل تبدیل شد، خدمتی که اکنون بسیار همه گیر است به نحوی که الان خود، یک فعل رایج است (گوگل کردن!)، در حالی که پیج و برین به افسانه های Silicon Valley تبدیل شدند. اما این هفته، پیج و برین اعلام کردند که رسما به عنوان رهبران شرکت مادر گوگل کناره گیری میکنند و اکنون نقش نظارتی بیشتری را بر عهده خواهند گرفت.

بنابراین کمی وسوسه برانگیز به نظر می آید که بگوییم یک دوره از خلاقیتها و موفقیتهای این شرکت در حال تغییر یا رو به اتمام است. اما برین و پیج پیش از این هم مدتی قبل از کار روزمره شرکتشان کنار رفته بودند. درعوض، شاید جالب تر باشد که بدانید آنها در یک تقاطع مهم قرار گرفته اند، در حال حاضر گوگل، در بین گذشته مبتنی بر جستجو و آینده مبتنی بر هوش مصنوعی گرفتار است.

حتی اکنون، با وجود شرکت مادر Alphabet، مجموعه ای تقریباً عجیب و غریب از پروژه ها، از گروه تمدید عمر Calico گرفته تا اتومبیل های خودران Waymo گرفته تا پروژه موسوم به X، در  حال تحقیق و توسعه هستند اما نزدیک به ۹۰ درصد از درآمد کسب و کار گوگل هنوز از موتور تبلیغ و جستجوگر آن حاصل می شود.. در همین حال، امپراتوری مدیران عامل این شرکت به دنبال تمرکز عناصر خسته کننده گوگل بوده که سعی داشتند تا در ماه های آینده آنها را تجاری سازی کنند که چندان موفق به نظر نمی رسد.

اما اگر به آنچه که اکنون گوگل را تعریف می کند فکر کنید، تقریباً گوگل به طور انحصاری در بسیاری از پروژه های فراگیر جهانی نقش دارد. مانند دستیاری که در اسپیکرهای هوشمند و در اندروید ظاهر می شود، پروژه های هوش مصنوعی مانند DeepMind و البته خود سیستم عامل اندروید، محبوب ترین سیستم عامل موبایل جهان است. در حقیقت، وقتی از گوگل حرفی به میان می آید اینست که آن یک شرکت جستجوگر است، اما به عنوان یک برند، این شرکت تقریباً با همه چیز در جهان شناخته می شود.

یک یا دو دهه پیش، گوگل شرکتی با بنرهای تبلیغاتی بود که با استفاده از الگوریتم ریاضی پیچیده و طراحی شیک و رنگارنگ خدمات وب خود، مانند Gmail را تبلیغ می کرد. Google به معنای ابزارهای سریع، تمیز و آنلاین بود. این همان چیزی بود که وب پس از آن خواستارش بود و آن: ابزاری برای کمک به شما در بین اقیانوس چیزها.

با این حال، امروزه، زندگی دیجیتال تبدیل به یک هنجار شده، ما به چیزی باهوش تر نیاز داریم تا بتواند به ما کمک کند تا بتوانیم جستجویی مرتب تر و حجم وسیعی از اطلاعات را چکیده تر، در اختیار داشته باشیم. دیگر امروزه فقط گشتن و جستجو در صفحات وب کافی نیست، سایت های بسیاری شما را به بیراهه هدایت می کنند نتایح ملموس نیست و قابل مرتب سازی نیست،  پیشنهادات شفاف، شخصی سازی یا اعلان هایی که به شما می گوید وقت خود را بیخود روی جستجوی بی فایده نگذارید دقیقا همان چیزی است که ما اکنون از فناوری جستجو با هوش مصنوعی انتظار داریم.

بنابراین، به عنوان یک شرکت، گوگل روی آینده هوش مصنوعی خود متمرکز شده است. تقریباً هر کاری که این روزها این شرکت انجام می دهد در هوش جنجالی هوش مصنوعی قرار دارد. ابزار Duplex آن، که با استفاده از صدای دستیار هوش مصنوعی، در تلفن قرار می گیرد، قرار ملاقات ها را انجام می دهد، یا ویژگی Smart Compose که پیش بینی می کند چه چیزی را می خواهید تایپ کنید، نمونه، مرحله بعدی از زندگی گوگل است.

گوگل، شرکتی، که زمانی گفته بود هدفش سازماندهی جهان است امروز قصد دارد تا با استفاده از هوش مصنوعی و اتوماسیون هوشمند و پیشرفته، انجام بسیاری از امور زندگی روزمره را ساده تر کند.

البته، مورد دیگری که گوگل معروف به آن بود شعار: “بد نباش”. است، با نزدیک شدن به یک دهه، این شعار غیررسمی کاملاً متفاوت به نظر می رسید. این شرکت با توجه به شیوه های جمع آوری داده های بسیار تهاجمی، خصوصاً در مقایسه با رقیب فیس بوک، نسبتاً آزادتر عمل میکند لذا اخیراً نشانه هایی از تبدیل شدن گوگل به یک امپراتوری شیطانی دیده می شود. حکایت کارمندان اخراج شده جهت تلاش برای سازماندهی کار، ادعای فرهنگ خصمانه با زنان، و مشکلات خاص در مورد اخبار جعلی، چهره این شرکت را نیز رنگ آمیزی کرده است.

گوگل، مانند همه همتایان گسترده فناوری خود، با عواقب موفقیت خودش هم روبرو است. میلیاردها کاربر در سرتاسر جهان هستند که گوگل نقشی مهمی در زندگی روزمره این افراد دارد. در نتیجه، این مسئولیت اجتماعی دارد که بسیار فراتر از شعارهای خود عمل کند و مانند همتایان خود برای تحقق تعهدات خود باید زیاد تلاش کند.

به عنوان یک تجارت، Google همچنان پول درمی آورد؛ این سه ماهه ۷ میلیارد دلار سود کسب کرده است. اما برخی از پروژه های مشهور، به ویژه خطوط تلفن و لپ تاپ Pixel، به هیچ وجه نتوانسته اند فروش چندانی داشته باشند، همه این ابزارهای کوچک ابتکاری و نوآورانه مانند Duplex هنوز باید در هر چیزی تقریباً به همان اندازه پایدار یا به اندازه سودآوری در زمینه تبلیغات و جستجوی آن عمل کنند. ما حتی نمی دانیم که با وجود میلیاردها میلیارد دلار، این شرکت از اندروید چقدر پول می گیرد.

ظهور گوگل یکی از داستانهای تعیین کننده دهه ۲۰۰۰ بود. اما اکنون که وب و جهان به دوره دیگری تغییر یافته، نه تنها به فناوری نوین بلکه به رویکرد حفظ حریم خصوصی نیز به شدت نیاز هست تا اگر حتی در زندگی ما شک و تردیدی هم هست، گوگل با رعایت حریم خصوصی و نیازمندی ما، باید بفهمد که چه کسی ناقض حریم خصوصی ماست و همیشه انتخابهای واقعاً درست را پیش روی کاربرانش بگذارد!

به نظرتان گوگل تا دهه بعد و دهه های بعد تداوم دارد؟ آیا به سرنوشت یاهو و بسیاری از برندهای محبوب فناوری وب که روزگاری جولان میدادند، دچار خواهد شد؟ آیا وقت بازنشستگی گوگل است؟ یا هوش مصنوعی نجاتبخش این برند جهانی برای سالهای متمادی می شود!؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید