داستان من
رزومه
کتابها
تمامی آثار
گزیدهی اشعار
نگارخانه
آواها
ادبیات داستانی
واژهگردان
موجه در جمع توجیه
آدم حسابی
آدم عوضی
گفتم گفت
نشانههای پنهان
زندگینامه هادی احمدی
رازهای معبد آنا
مهسا امینی
گزیدهی اشعار
کازیو
تماس با من
ژن، ژیان، ئازادی : زن، زندگی، آزادی
فروردین ۲۶, ۱۴۰۲
جبر شال!
ما مردان؛ البته اگر بتوان اسم مرد [در لفظ جنسیتی عامیانه] را روی خودمان بگذاریم، شالی نداریم که از سر
[…]
فروردین ۲۶, ۱۴۰۲
نداشتن داشتهها!
اتاق کارش مجلل بود. دعوت بودم تا یک راهکار نرمافزاری برای ادغام کل کاروکسبش ارائه کنم. اما چنان محو همدیگر
[…]
فروردین ۲۳, ۱۴۰۲
پلاک روی گوش!
سرپرست شدم بعد از حدود پنج سال؛ به حقوقم ۴۵ هزارتومان افزوده شد!چی ازاین بهتر؟هیچی.فقط این عنوان کذایی را از
[…]
فروردین ۲۱, ۱۴۰۲
چربلسانی!
پارسال به یکی از بانکها دعوت شده بودیم بابت جلسهی پرزنت.معاونت فناوری بر رأس هرم میز، با خرواری تنقلات پذیرایی
[…]
فروردین ۲۰, ۱۴۰۲
پُرسا یا دانا!
چیزی که همیشه از مادرم به یادگار دارم این جمله است که بارها میگفت:”یا پُرسا باش یا دانا”که به احتمال
[…]
فروردین ۱۹, ۱۴۰۲
شکل سختی!
همهی انسانهای رنج دیده، فکر میکنند گذشتهی دردناکشان، آنچنان سخت بوده که کسی شبیه آنان، آن را تجربه نکرده؛ حتی
[…]
ادامه...