داستان من
رزومه
کتابها
تمامی آثار
گزیدهی اشعار
نگارخانه
آواها
ادبیات داستانی
واژهگردان
موجه در جمع توجیه
آدم حسابی
آدم عوضی
گفتم گفت
نشانههای پنهان
زندگینامه هادی احمدی
رازهای معبد آنا
مهسا امینی
گزیدهی اشعار
کازیو
تماس با من
ژن، ژیان، ئازادی : زن، زندگی، آزادی
دی ۱۸, ۱۴۰۱
تیک!
واتساپ زاکربرگ، تیک سبز پروکسی به مردم میدهد؛ اینستاگرام زاکربرگ، تیک آبی به رئیسی!مطمئناً خود زاکربرگ، تیک عصبی دارد؛ رنگش
[…]
دی ۱۸, ۱۴۰۱
وایت واکر!
حاضرم تمام عمرم زبالهگرد باشم، ولی بخاطر چندرغاز پول و یک سمت پوشالی، نقابی بر صورت نزنم تا طنابی بر
[…]
دی ۱۷, ۱۴۰۱
غذای سیاسی!
هروقت معترضم و قهر میکنم غذایم فقط چایی است. یک قوری، دو قوری و حتی یک سماور یا چند سماور.
[…]
دی ۱۷, ۱۴۰۱
من بزرگ!
گروهبانی داشت حضوروغیاب میکرد؛ رسید به شمارهی ۵۴.گفتم، “من.”سروان کنار گروهبان پرسید،”منکه نشنیدم شمارهی ۵۴ کی بود!؟”دستم را مجدد بلند
[…]
دی ۱۷, ۱۴۰۱
تمایل به گسست!
پدرم مردی آرام و البته این اواخر بسیار گوشهگیر بود، زیاد میگفت که زندگی دیگر ارزشی ندارد و زنده ماندن
[…]
دی ۱۷, ۱۴۰۱
کجای ماجرا ایستادهایم؟
در مدیریت پروژه، کار بزرگ تا به قطعات کوچک تقسیم نشود عملاً نمیشود آن را به سرانجام رساند. در این
[…]
ادامه...