داستان من
رزومه
کتابها
تمامی آثار
گزیدهی اشعار
نگارخانه
آواها
ادبیات داستانی
واژهگردان
موجه در جمع توجیه
آدم حسابی
آدم عوضی
گفتم گفت
نشانههای پنهان
زندگینامه هادی احمدی
رازهای معبد آنا
مهسا امینی
گزیدهی اشعار
کازیو
تماس با من
ژن، ژیان، ئازادی : زن، زندگی، آزادی
مهر ۱۸, ۱۴۰۱
حسن صباح!
حسن صباح، خداوند الموت، اوایل مذهب شیعی را ترویج میکرد کمی که فراتر رفت، داعی بزرگ اسماعیلیون شد و خود
[…]
مهر ۱۶, ۱۴۰۱
ناخودکشی!
ابراهیم، سربازی بود که از بلندای کوه به پایین سقوط کرد. کوهنوردی اتفاقی او را یافت و تمام اهالی محل
[…]
مهر ۱۶, ۱۴۰۱
هنر اعتراض!
رقص آتش دختری که لباس سفید پوشیده بود، آهنگ زیبای شروین و حوضهای خونین شده در تهران، به نظرم هنرمندانهترین
[…]
مهر ۱۴, ۱۴۰۱
داداش!
گفت:”مامان تو چرا به عمو مهدی میگی داداش!؟”گفتم:”چون داداشمه دیگه.”گفت:”اگه داداشته چرا جلوش روسری سرت میکنی!؟”گفتم:”آخه زشته، برادر شوهرمه.”گفت:”اگه برادر
[…]
مهر ۱۴, ۱۴۰۱
اساتید حکومتی!
گفتگوی خندهدار اساتید حکومتی دانشگاه تهران، در بررسی مدیریت حوادث اخیر آنقدر مضحک است که پرداختن به آن هم اتلاف
[…]
مهر ۱۴, ۱۴۰۱
شیر خشکیده!
شنیدم که وقتی به دنیا آمدم در گوشم اذان گفتند. اما این به دردم نمیخورد چون من شیر میخواستم. در
[…]
ادامه...