آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

فروردین ۲۱, ۱۴۰۳

حرف‌های قشنگ!

فکر می‌کنم بیش از ۹۰٪ از ما مردم، حرف‌های خیلی قشنگی برای رنج‌ها و تصمیمات و تردیدهای دیگران داریم؛ ولی […]
فروردین ۱۳, ۱۴۰۳

بار روانی یا بار معانی؟

کلمات، شخصیت دارند؛ حتی بی‌شخصیت‌ترین‌شان!بر روی دوششان، کوله‌بار معانی، سنگینی می‌کند. دنبال تضادند و دنبال ترادف!×××بسیاری می‌گویند کار یک نویسنده، […]
فروردین ۸, ۱۴۰۳

تبریک نوروز!

مژده بهاران رسید از گل و شبنم ز دشتنغمه‌ی بلبل از آن معبر باران گذشتابر، سرافکنده شد از چمن و […]
اسفند ۲۳, ۱۴۰۲

نامزدی!

کمتر زوجی هست که از دوران نامزدی به نیکی و خوشی یاد کند. بخصوص هرچقدر طولانی‌تر باشد ملال‌آورتر است.دوران نامزدی: […]
اسفند ۱۸, ۱۴۰۲

معکوس کشیدن!

بنظرتان آیا در انسان‌های ۲ میلیون سال آینده (درصورت وجود داشتن) جهش ژنتیکی دیگری ممکن است اتفاق بیفتد؟ جهشی رو […]
اسفند ۱۸, ۱۴۰۲

بند ناف!

من اگر می‌خواستم که بدنیا نمی‌آمدم.من خودم به دنیا آمدم.می‌شد در شکم مادرم، طناب ناف را دور گردنم بیندازم و […]