آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

مهر ۱۸, ۱۴۰۱

حسن صباح!

حسن صباح، خداوند الموت، اوایل مذهب شیعی را ترویج می‌کرد کمی که فراتر رفت، داعی بزرگ اسماعیلیون شد و خود […]
مهر ۱۶, ۱۴۰۱

هنر اعتراض!

رقص آتش دختری که لباس سفید پوشیده بود، آهنگ زیبای شروین و حوض‌های خونین شده در تهران، به نظرم هنرمندانه‌ترین […]
مهر ۱۴, ۱۴۰۱

اساتید حکومتی!

گفتگوی خنده‌دار اساتید حکومتی دانشگاه تهران، در بررسی مدیریت حوادث اخیر آنقدر مضحک است که پرداختن به آن هم اتلاف […]
مهر ۱۲, ۱۴۰۱

تمرین یکصدایی!

فارغ از مشکلی که برایم پیش آمده بود و مدتی نبودم ولی از حجم سکوت بسیاری نیز در این محیط […]
مهر ۱۲, ۱۴۰۱

الهام!

خواستم شعر بنویسم دیدم الهام رفته جایی فریاد بزند. خواستم داستان بنویسم دیدم قهرمان داستان لای دست و پاست نه […]
مهر ۱۲, ۱۴۰۱

چوب!

چه سمت مردم باشی چه سمت حکومت، درهرصورت چوبش را می‌خوری.اولی چوب عزت، دومی چوب ذلت!www.Soroushane.ir