آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

مرداد ۹, ۱۴۰۱

هنر فهم!

جهان فهم ما در حال کوچک شدن نیست بلکه در حال ساده شدن است. اکنون به پاسخ بسیاری از پرسش‌هایی […]
مرداد ۹, ۱۴۰۱

ساده گرایی سطحی!

ورود مکتب هنری مینیمالیسم یا ساده‌گرایی آنچنان ریشه در زندگی ما دوانده که ما دیگر، درگیر پیچیدگی نمی‌شویم اما این […]
مرداد ۸, ۱۴۰۱

بعضی‌های عوضی!

توی یکی از شرکت‌های خصوصی که البته در دست اشخاص نظامی و دولتی‌های خارج از محدوده! هست تا حالا چندین […]
مرداد ۷, ۱۴۰۱

بوی فساد!

ثروت و دارایی را کسی با خود به گور نمی‌برد. تا زمانی‌که زنده‌ای باید برایش فکری بکنی. چه ثروت بادآورده […]
مرداد ۷, ۱۴۰۱

سماع!

هرقدر هم “یوبس”‌ باشی و با سه مَن عسل هم کسی نخوردت و یا اهل فیس و افاده و خجالت […]
مرداد ۶, ۱۴۰۱

مغز کل!

در هر شرکتی یک نفر هست که مغز کل است. منظورم مدیرعامل یا مدیران ارشدی که به‌واسطه‌ی پول بابا یا […]