آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

آبان ۲۵, ۱۴۰۰

خلط!

کمتر کسی خلط گلو را فرومی‌برد، اکثراً آن را جایی بالا می‌آورند. درهرصورت نگه‌داشتن ماده‌ی لزج، متراکم و چسبناک در […]
آبان ۲۵, ۱۴۰۰

چوپان چشم‌چران!

ما مردان سیر نمی‌شویم از چشم‌چرانی. آنگاه که علفزاری سبز از دل دانه برآید؛ گلی بر سر گلزار، جوانه زند؛ […]
آبان ۲۵, ۱۴۰۰

۲ نمره بیشتر!

استاد ادبیات گفت:”کسی از دست من نمره‌ی ۲۰ نمی‌گیره؛ هر کی دوست داره، می‌تونه تحقیق کاملی توی حوزه‌ی ادبیات انجام […]
آبان ۱۱, ۱۴۰۰

باغ وحش خانه‌ی ما!

متنفرم از فست‌فود و غذاهای سوسیس کالباسی. عاشق کله‌پاچه و آبگوشتم. با قورمه‌سبزی و قیمه و البته ماکارونی با گوشت […]
آبان ۹, ۱۴۰۰

همبستگی آذری‌ها!

یکی از چیزهایی که باعث شد کُردها علیرغم داشتن بیش از ۴۰ میلیون جمعیت، هرگز یک کشور نداشته باشند عدم […]
آبان ۹, ۱۴۰۰

ق!

مدتی پیش که ملاقه‌ به ته خزانه خورد. دولت سری قبل با حمایت مستقیم خود آقا، مردم را فریب دادند […]