آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

9 آبان 1400

تا ناموس!

انبوه‌سازان چینی در راه ایرانند برای تولید مسکن.می‌گویند، نمایندگان و وزیر و وزراء در هنگام دستور ارباب چینی، تا ناموس […]
9 آبان 1400

سوت و کور!

سالها پیش توی شهر ما محله‌ی یهودی‌نشینی بود بنام محله‌ی موسایی‌ها، همه ثروتمند بودند تماماً‌ تاجر فرش‌های بیجار به آلمان […]
3 آبان 1400

شهادت!

به پیرمرد رنجور و بی‌سوادی که حمالی می‌کرد، گفت، بجای حمالی طاقت‌فرسا، چند روز در خانه استراحت کن و دستمزد […]
3 آبان 1400

من زنبورم!

به شخصه دوست دارم شبیه زنبور باشم تا بر شهد گل‌ها(کتاب‌ها) بنشینم و از آن بردارم و با بذاق ذهنم […]
30 مهر 1400

سفره‌ی کارانه!

در سازمانی بودم که هر ماه بودجه‌ی نامشخصی برای کارانه درنظر می‌گرفتند. دقیقاً شبیه یک سفره‌ی پهن شده که از […]
30 مهر 1400

پرسشگر!

وقتی کسی از شجاعت دم می‌زد آنقدر سقراط او را سوال‌پیچ می‌کرد تا طرف به این نقطه می‌رسید که مفهوم […]
error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!