صفر تا سی سالگی

صفر تا سی سالگی

مدت زمان مطالعه: 20 دقیقه

باز مجدداٌ  پس از فارغ التحصیلی برای ادامه ی خدمتم به سربازی رفتم دوران آموزشی مجدد را در پادگان ثامن ائمه  شهر مشهد گذارندم آنجا کنار جوانان دانشگاهی و تحصیل کرده،  رنگ سربازی قدری زیباتر مینمود پتوهای نو با غذاهای درخور توجه و حمامهای مرتب باعث شد تا احساس لذت ببرم از شرایطی که نسبت به کرمانشاه داشتم. اولین فرصتی که دست داد سریعاٌ سراغ شهر توس رفتم تا آرامگاه حماسه سرای ایران  فردوسی را از نزدیک ببینم چندین مکان تاریخی هم در میانه راه را مشاهده نمودم و برای بار اول در زندگی ام شعر گفتم؛ البته میگویم بار اول، چراکه براستی بار اول بود که بصورت منسجم و یکپارچه سعی در سرودن شعر می‌کردم؛ اما در حقیقت بار اولی که من یک بیت شعر سرودم همان مربوط به سال ۱۳۷۹ بود یعنی زمانیکه کتاب عشق از نگاه واژه‌ها را نوشتم بود و این بیت مصداق اولین شعرم بود:

عمر نه آنست همه شب شاد شوی/ تا غم نخوری لذت شادی نچشی.

 محمد سلطانی همرزم و همخدمتی من در مشهد، مرا در شناسایی و قالب غزل آشنا ساخت و ایرادات مرا برطرف کرد. در کمتر از ۹ ماه با تشویق های برادر کوچک و عزیزم مهدی توانستم تا دیوانی کامل را در تمامی قالبها و اوزان شعری بسرایم. هنوز هم باور ندارم که من چگونه قادر به سراییدن شعر شدم اگر الهام شدن بنامیم بیهوده نیست اما بد نیست که این مصرع را هم داشته باشیم که: لحن غزلگون سروش معجزه ی عاشقی استآری براستی شاید در عاشقی من معجزه ای اتفاق افتاد که مرا قادر به سراییدن نمود چیزی که اصلاح در آن وادی نبوده ام!! عاشق زندگی! 

در همان آسایشگاه با همت و معرفی کتاب توسط دوستم یوسف در عرض کمتر از چند ساعت قریب ۴۰۰ نسخه از باقیمانده کتاب عشق از نگاه واژه‌ها را فروختیم. سیل سربازان دانشگاهی برای خرید و اخذ امضا و سوالات متعدد، مرا در لذتی آمیخته می‌کرد بنام لذت نوشتن! تنها چیزی که مرا در آن هیاهو دلگرم می‌کرد هدفی بود که دوست داشتم اتفاق بیفتد و آن‌ها آرزوی هر نویسنده ای است که نوشته‌هایش را دیگران بخوانند و از تأثیر آن‌ها مطلع شود. قصه ی جدایی در همان کتاب را خوب یاد دارم که اشک بسیاری را درآورده بود. عده ای میگفتند تو باید در عشق، جدایی تلخی را حس کرده باشی که اینقدر خوب آنرا بیان کرده ای؛ در حالیکه من اصلاً دچار چنین عشقی نبوده ام که دردی را کشیده باشم از جدایی اش. اینها تماماً بازی های شاعرانه من بود با کلمات؛ که هنوز از عهده ی آن‌ها به‌خوبی برمیآیم. حتی اگر چیزی را تجربه نکرده باشم باز در بیان آن‌ها، احساس قوّت میکنم و این برایم لذت بخش بود و هست.

اکنون که وزن و اوزان شعری را یاد گرفته بودم خیام را در خود حل می‌کردم و تمامی زیبایی گفتارش را مو به مو به ذهنم می سپردم زیاد طول نکشید تا بدانم چقدر زیبایی کلام در دنیا هست اما خیام علاوه بر تسکین پرسشها و دردهای روزمره ی من از انسان بودن و بودنهای من، مرا در انحطاطی عمیق فرو برد و به من درسی می‌داد که امید به زندگی را از ذهنم می شست. شاید باور نکنید که شعر خیام آنقدر تأثیرگذار است که تمامی ذهن را در دایره ی خود میبرد و مسیر را به زندگی می افزاید و حتی آدمی را تا مرز نابودی میبرد و حال خیام داشت با زندگی  کرذن در لحظه،  مرا از بودنها و امیدها دور می‌کرد. اما من هنوزم او را به عنوان شاعری که شعرش رها بود و آزاد، بعنوان شاعری که شعرش سفید بود و از سفارشی بودن ها دوری می جست دوست دارم.

در همان ایام با یک استوار یکم کادری که هم درجه بودیم آشنا شدم روحیه ی عجیبی داشت محیط خشک نظامی را هرگز دوست نداشت اما همیشه میگفت که زندگی که من  در خود و در درون خانواده ام دارم با آنچه در اینجاست کاملاٌ متفاوت است. استوار کریمی، که اسم کوچکش یاد نمی‌آید مرا با رمانهای ادبیات قوی فرانسه و جهان آشنا کرد و من در عرض چهار ماه ده رمان را خواندم. کتاب بلاگردان، پاپیون، پدرخوانده هر دو جلد، خدایان تشنه اند، جاودانگی و کریشنا مورتی ، کتاب قلعه ی حیوانات جورح اُرول و … کتابهایی بودند که مرا در تسخیر شب های طول و دراز سربازی میبرد. من همیشه میگفتم خیلی طالب مطالعه نیستم اما با این حجم کتاب اعتراف میکنم که لذت میبردم از مطالعه، اگر چه فقط زمانی وقت می‌گذاشتم که تمام زمانم در اختیار خودم باشد. منطق و الطیر عطار و دیوان رباعیات خیام  و دیوان اشعار امام خمینی تنها کتاب شعرهایی بود که کاملاٌ  آن‌ها را مطالعه کرده ام.

من آموختم که بی عشق نمیتوان زیست اما نه عشق به جنسی دیگر بلکه عشق به هر آنچه هست و هر آنچه داری و میخواهی داشته باشی! آموختم که زندگی همان چشمه جوشان امید و عشق منست و من بی عشق به زندگی هیچم و پوچ.

من زندگی را از هر چیزی بیشتر دوست دارم و از عاقبت مرگ نالانم ؛ هرگز تن به یک باور نداده ام چون میدانم : هر چه اعتقاد شما نسبت به چیزی بیشتر باشد به همان میزان دایره ی تفکرات شما محدودتر خواهد شد! هرگز از نبودن خود راضی نبوده ام. ذهنی خلاق و سرشار از امید و نوآوری همیشه در خود میبینم.

شبهایی که در منطقه سرسبز سارال و هزار کانیان خدمت می‌کردم یادآور تنهایی محض من بود در فضایی سوت و کور. من در بالای تپه ای که از هیچ نگهبانی میدادم تا به نوعی زمان خدمتم بگذرد اما در تمام زندگی ام تنها به زمانی راضی هستم که از عبث بودن خود ناراضی بودم! به همین خاطر زیباترین شب ها و روزها را با نوشتن شعر برای خودم میساختم و احساس می‌کردم که هرگز هیچ لحظه ای از بودنم هدر نمیرود. با سرودن هر غزل،  بیش از سی بار آنرا با آهنگ و آواز میخواندم و لذت میبردم اشکالات بسیار در وزن، هجا و قافیه داشتم اما در آنجا بود که با مطالعه ی کتابی در همین موضوع، تمامی آن‌ها را مرتفع کردم و مهدی عزیز هم همت تایپ و صفحه آرایی و گوشزد کردن برخی عبارتها را بر عهده داشت. بیش از چهارهزار بیت حاصل شعر سرایی من بود که اکثر قالبهای شعری را آزمودم و به جایی رسیده ام که شعر گویی برایم امری اجتناب ناپذیر شده است به گونه ای که فکر میکنم هرچه را که بخواهم قادرم به شعر و به نظم درآورم اما من اهل نظم نیستم حتی در بیان ساده وار من و در نثرهای من هم شعر نهفته است. 

شعری که از درون و انتهای تشبیه های جاودانه بر میخیزد فقط در اسارت وزن نیست.

عضویت در سایت
اطلاع رسانی
guest

10 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Amirho3in
Amirho3in
2 سال قبل

در طول خواندن ’داستانِ من’
لحظه ای سستی و ملامت برایم پیش نیامد.
همانا هرچه میخواندم جذاب تر و من مشتاق تر میشدم .
باشد که در ادامه راه همچنان عاشق و سرزنده بمانی.
آمین

محمد حسن محقق معین

سلام هادی جان

نگاهی اجمالی به تا سی‌سالگی نامه‌ات انداختم. جالب بود.حالا که چهل سالت شده و باشی و بنویسی.بنظرم زندگی را زندگی کردی تا حالا و این موفقیتِ بزرگی است. سروشانه‌ات را نم نم و کم کم خواهم خواند.

زنده باشی و نازنین

قربان
قربان
1 سال قبل

سلام، خوب می‌نویسی ولی هنوز هم با ساده‌نویسی فاصله داری. کامیاب باشی و شادان.

میترا
میترا
10 ماه قبل

بسیارزیبا ودلنشین مینویسین آقای سروش

اصغر حبیب پور
اصغر حبیب پور
1 ماه قبل

سلام هادی جان
بیوگرافی شما را خوندم داداش کپی همدیگه ایم فقط با یک تفاوت اساسی
شما انجامش میدی مرد عملی من نه
موفق باشی🙏🙏

error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید
10
0
نظرت مهمه حتماً بنویس!x