گفتم:”چرا کارمندی را رها کردی و کارآفرین شدی!؟”
گفت:”چون من آنقدر عمر نمیکنم که منتظر حقوق پایانماه باشم!”
مطالب مرتبط
شکر!
گفتم:"شکر قهوهای رو از چی میگیرن که قهوهایه؟"گفت:"چه میدونم.... از گُه!"گفتم:"عه چه جالب! حالا فهمیدم چرا بعضیا بجای…
حالت سجده!
گفت:"برای افزایش شانس باروری باید رابطهی عمیق داشته باشین اونم فقط در حالت سجده!"گفتم:"دکتر! منظورتون از حالت سجده،…
خبر خوب، خبر بد!
گفت:"سلام من مدیر منابع انسانیام، یه خبر خوب و یه خبر بد براتون دارم. کدومشو اول بگم؟"گفتم:"سلام، اول…
فروشنده!
گفت:"من به چیزی که میفروشم عمیقاً باور دارم؛ خیالت تخت بخرش، هر کی اینو خریده پس نیاورده. "گفتم:"واقعاً…
66

1 دیدگاه
کارمند بانک بودم ، عاشق کار در امور بین الملل و اعتبارات اسنادی ، سریع رشد کردم و شدم رییس اداره معاملات خارجی ولی انقدر اذیتم کردند که از ریاست استعفا دادم و دوباره شدم کارمند و چند سالی هم به عنوان مامور در بانک دیگری کارشناس ارزی شدم و مدیر عامل وقت اصرار کرد دوباره رییس بشم این بار در شعب خارج بانک ولی خوشبختانه رییس کل بانک مرکزی از من خوشش نیومد و با حکم معاون شعبه فرانکفورت بانک دوباره رفتم کارمند شدم این بار در یک شرکت بازرسی کالا که قرار بود سهام دار هم بشم ولی باز نشد ، سرانجام تصمیم گرفتم که کار فرما بشم و باتفاق چند همکار یک شرکت تاسیس کردیم که بیست و اندی سال با لطف خدا ۵٠-۶٠ خانواده از این راه زندگی می کنند . امید واریم که با کارشکنی ها و خرابکاری های دولت های فخیمه بتونیم کارفرما باقب بمونیم چون دیگه نه حوصله کارمند شدن دوباره را دارم نه انرژی زیادی باقیمانده