داستانهاي کوتاه

مدت زمان مطالعه: 23 دقیقه

آدمِ عوضی!

آدمِ عوضی عنوان رمان جدیدی است که در تضاد با آدم حسابی نوشتم. برعکس آن یکی که مجوز چاپ نگرفت و مجبور شدم یکجا در سایتم قرارش بدهم، این یکی هنوز به اداره‌ی ارشاد و تیغ سانسور نرسیده! نمی‌دانم چه سرنوشتی خواهد داشت. سعی می‌کنم هر روز قسمت‌هایی از آن را در سایتم، کانال لینکداین و تلگرام منتشر کنم متاسفانه امکان نشر آن بدلیل حجم صفحات در اینستاگرام مقدور نشد. در کانال تلگرام https://t.me/Soroushane یا وب‌سایت منتظر حضور گرمتان هستم. تگ #آدم_عوضی را فالو کنید تا جریان سریالی‌اش را از دست ندهید. خوشحال می‌شوم نظراتتان را درباره این رمان در سایتم و زیر هر قسمت از آن قید فرمایید و اگر مشتاقید پیش‌بینی کنید که در قسمت‌های بعد، داستان چگونه خواهد بود. این داستان بلند، یک جریان ترسناک در فضایی بسیار تاریک و البته خشن و گاهی عاشقانه دارد و دارای بیان عریانی است لذا پیشنهاد می‌کنم افراد زیر ۱۶ سال آن را مطالعه نکنند. ممنونم از همراهی‌تان. در هرصورت چه باشید چه نباشید باعث افتخارید.

14 مرداد 1400

گوشواره‌های دخترم

مدت زمان مطالعه: 23 دقیقه تا وقتی که، سرزمین، سرزمینِ مادری است؛ زبان، زبانِ مادری است؛ جشن پیوند، مراسم عروسی است؛ ماشین عروس و داماد، […]
8 مهر 1398

سرمایه‌های سازمان!

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه گفتم:”آقای رئیس اجازه هست داخل بشم!؟” گفت:”بیا توو.” گفتم:”راجع به حقوق و دستمزد کارکنان مجموعه می‌خواستم چند لحظه‌ای وقتتون رو […]
30 تیر 1398

خدای سرخ‌پوستی

مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه او را از کشتی غرق‌شده‌ی ملوانان اسپانیایی در سواحل سرزمین خود یافتند که روی ساحل شنی، بی‌حال افتاده بود. پس […]
30 تیر 1398

زندگی در غار

مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه درون غاری تاریک زندگی می‌کرد. او مجبور به گذارندن روزهای روشن زندگی‌اش درون ظلمت مطلق شده بود. سال‌ها بود که […]
30 تیر 1398

زمانی برای زیبا شدن

مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه «زن اولشم، حق و حقوقی که من دارم نباید با اون هرزه یکی باشه! اون دختره‌ی عفریته قاپ شوهر احمقمو […]
30 تیر 1398

خلوت پیری

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه هر روز، صبح زود که خانه را ترک می‌کنم، پدرم را می‌بینم که بیدار است، اما نگاهش را به گوشه‌ای […]
30 تیر 1398

کوچ پرستو

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه فصل سرما فرا رسید و کوچ پرستوها آغاز شد. برای پرستوی تنهایی که از دیگران جا مانده بود، هر جایی […]
30 تیر 1398

حبس ابد

مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه محکوم به حبس ابد شده بود. بر سر یک اتفاق ناخواسته که درنهایت منجر به کشتن کسی شد، محکوم به […]
30 تیر 1398

انتهای کوچه‌ی تنهایی

مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه کنار پنجره می‌ایستاد. چشم به انتهای کوچه‌ی خاکی می‌دوخت. نمایی از بی‌رنگی و افسردگی جان می‌گرفت در تن کوچه، و […]
27 تیر 1398

کتاب روشن

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه کتابی می‌خواندم که هر خطش روشنی راهی را برایم نشان می‌داد، اما در یک آن، برق رفت و من کتابی […]
27 تیر 1398

شاخه‌ی خشکیده

مدت زمان مطالعه: 2 دقیقه شاخه‌ای خشکیده روی درختی کهن‌سال و سرسبز وجود داشت که از روزگار بد خود بسیار ناراحت و غمگین بود و […]
27 تیر 1398

ارتفاع سقوط

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه از روان‌شناسی پرسیدم: «چرا انسان‌ها به هنگام سقوط از ارتفاع، ناخودآگاه فریاد سر می‌دهند؟» گفت: «ما ارتفاعِ سقوط را با […]
27 تیر 1398

کارآگاه

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه از کارآگاهی خبره، که معمولاً مجرمانش را با روش‌های روان‌شناسی کشف می‌کرد، پرسیدم: «از میان چند متهمِ کاملاً شبیه به […]
27 تیر 1398

تمام آموخته‌های من

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه در همان دوران جوانی، در مکتب‌های نام‌آشنا و هرازگاهی بی‌نام، درس و فنون زندگی را می‌آموختم. اکنون سال‌ها است که […]
27 تیر 1398

گام‌های کودکی

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه مدت‌ها بود که به‌سختی از چهار تا پله‌ی جلو درِ خانه‌اش پایین می‌آمد. با تمام ترس و لرز و بی‌ثباتی […]
27 تیر 1398

مسابقه‌ی تنیس

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه «فردا، در مدرسه، مسابقه‌ی تنیس داریم. امسال تمرین زیادی کردم تا این مسابقه را ببرم، آن هم در سطح شهر. […]
27 تیر 1398

گدا

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه مدت زیادی بود که گدایی می‌کرد و همیشه آرزو داشت پول کلانی به دست آورد تا دست از تکدی‌گری بردارد. […]
25 تیر 1398

عادت پیری

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه عادت داشت همیشه جلو آینه، تعداد تار موهایی که سفید شده بودند را بشمارد. با این کار احساس می‌کرد که […]
25 تیر 1398

پرواز بلند شاهین

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه پرنده‌های زیادی در خانه نگه می‌داشت: از کبوتر، بلبل، قناری، ساره و مرغ سخنگو گرفته تا دیگر پرنده‌ها. اما در […]
25 تیر 1398

تقاضای وام

مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه برای باز کردن حساب به بانک رفتم، البته نه برای این​که پولی پس‌انداز کرده باشم، بلکه بیش‌تر به آینده خوش‌بین […]
error: لینک های همرسانی مطلب پایین هر صفحه هست لطفا به اشتراک بگذارید