هادی احمدی (سروش):

البته که مردم برای عریان شدن نمی‌جنگند!
دمت گرم دختر دانشگاه! که در زیر سایه‌ی سنگین نگاه‌های سرد، بی‌تفاوت و گاه سرزنشگر، زیر عبور مردان و عبور هم‌جنس‌های خودت که حتی جرئت نداشتند دلگرمیی به تو دهند علیه این ظلمی که بر تو روا شد، قد علم کردی.
دیدن یک تن عریان در انبوه آدم‌های پوشیده و بظاهر پوشیده، گویای یک چیز است: تو جسورتر از من و هزاران من دیگری.
×××
تو تن و بدن آسیب‌پذیر و بدون سپر و حفاظ‌ را نه در شیشه که در دسترس توحش و توهم گذاشتی اما همچنان قدم‌زنان نشان می‌دادی وقتی تقلیل خواسته‌های زنان به این مرز رسیده می‌توان مرز را شکست!
تو بجای خیلی‌ها طغیان کردی؛ و بجای همه عصیان.
×××
طغیان‌گری! چون اعتراض شدید و ناگهانی‌ات را در برابر ستم یا محدودیت‌های شدید نشان دادی، و نشان دادی که طغیانت واکنشی عاطفی و غریزی به ظلم، فشار و ناعدالتی است که حداقل در برابرش می‌توان جسور بود و ایستاد؛ با یک حرکت نمادین و قدرتمند و بدون خشونت.
×××
عصیان‌گری! چون خیلی ساکت و آرام، قوانین بنیادین و هنجارهای تحمیلی از سوی جامعه، مذهب یا سیستم را نپذیرفتی. عصیان‌گری نه صرفاً بدنبال شکستن این قوانین بلکه بدنبال ایجاد تغییری عمیق در ارزش‌ها و باورهای حاکم دست به عریانی زدی.
عصیان‌گری، مقاومتی پایدارتر و فلسفی‌تر است که می‌تواند به مخالفتی اندیشمندانه و مقاوم در برابر کنترل اجتماعی تبدیل شود.
×××
طغیان تو یک واکنش قوی و آشکار بود و عصیان تو، سرپیچی پایدار و عمیق‌تر نسبت به ارزش‌های بی‌ارزش و بنیادین موجود این آدم‌های بی‌وجود.
عین آب، لُخت بودی؛ عین رود جاری.
عین نسیم، نفس بودی و عین باد طوفانی.
در لحظه‌ای که از غار امن لباس‌هایت بیرون آمدی.
حرف نداری؛ دمت گرم.
www.Soroushane.ir

گاه‌شمار: در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۳ یکی از دختران دانشجو در دانشگاه علوم تحقیقات در اعتراض به برخورد حجاب‌بانان حراستی دانشگاه، در انظار عریان شد.

77

2 دیدگاه ها

  1. پرویز گفت:

    این خانم قطعن تحت فشار عصبی و روانی قرار گرفتن که این کارو کردن
    نباید انتظار داشت همه‌ی آدما در مقابله با رفتار ناشایست و فشار روانی، واکنش مشابه داشته باشن.
    ظرفیت و بینش هر شخصی متفاوت هست.
    از طرفی ایشون دانشجو بودن. پس شخصی که تا این حد از تحصیلات رسیده، نمیتونه دچار زوال عقل باشه!
    اما ممکنه که در برابر یک فشار عصبی، رفتار غیر منتظره‌ای داشته باشه.
    پیش از وقوع این اتفاق مسئولین حراست دانشگاه باید از ایشون دلجویی میکردن و ایشون رو به آرامش دعوت میکردن تا این اتفاق نیفته.
    و پس از این اتفاق، باز هم باید با رعایت احترام و دعوت به آرامش ایشون رو سریع به محیط دیگری میبردن و با گفتگو مسئله رو حل می‌کردن و اگر به روانپزشک و روانشناس نیاز بود، شرایط رو برای ایشون فراهم می‌کردن .
    باید یاد بگیریم نسبت به انسان‌های آسیب دیده با مهربانی و احترام رفتار کنیم.
    اگر مرهم نیستیم، حداقل نمک روی زخم‌شون نباشیم.
    بدون اطلاع از شرایط اون شخص هم قضاوت نکنیم.
    ایشون هم‌وطن ماست. مثل خواهر ما.
    قتل و دزدی که نکرده! برخی افراد معلوم‌الحال حرف‌های ناروا میزنن و اَنگ میچسبونن!

دیدگاه شما

دیدگاه مرتبط و محترمانه بنویسید.