آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

اردیبهشت ۵, ۱۴۰۱

ما را دور ننداز!

گاهی فکر می‌کنم خوش به‌حال نوح، که عمری طولانی داشت. اما چه فایده!؟ وقتی قرار باشد سال‌های بسیاری از آن […]
اردیبهشت ۴, ۱۴۰۱

سردار سرحال!

چقدر سردار داریم از سلسله‌‌ی پیشدادیان تا پسدادیان!درست شبیه شاهنامه که در دوره‌ی پیشدادیان، هر سرداری نماد چیزی بود در […]
اردیبهشت ۳, ۱۴۰۱

فهم اسمبلی!

به کد زیر نگاهی بیندازید، هر خطش دارای فرمانی کوتاه‌ست که تقریباً غیرقابل فهم است برای عموم؛ حتی برای بسیاری […]
فروردین ۲۹, ۱۴۰۱

رهبران مستضعف!

واقع‌بین باشیم. اینکه بالاخره فهمیدی که باید رهبر باشی یا مدیر، اصلاً هیچ اهمیتی ندارد. سازمان، یک رهبر معنوی نیاز […]
فروردین ۲۷, ۱۴۰۱

سوتین اسفنجی و تیغ کشیدن روی صورت بی‌مو!

دغدغه‌ی بزرگ پسران نوجوان، ریش درآوردن است و دغدغه‌ی بزرگ دختران نوجوان، سینه درآوردن. این دغدغه، برای بزرگ شدن است […]
فروردین ۲۶, ۱۴۰۱

من نه، اینجانب!

ما وارثان و حافظان حکومت‌های ارباب-رعیتی هستیم. شاید از دوره‌ی قاجار بیشتر این موضوع جا افتاد شاید هم خیلی قبل‌تر. […]