

به سروشانه خوش آمدی!
من هادی احمدی هستم؛ نویسنده، شاعر و مدرس ITIL.
بهشدت وسواس دارم روی سبک منحصر نوشتن، معنا و پیام!
اینجایی که هستید وبسایت هادی احمدی است؛ وبسایت شاعری با تخلص سروش که بهمنظور به اشتراکگذاری آثار، ایدهها، مقالات، دانستنیها و تجربیاتم ایجاد شده. هر صفحهاش، داستانی منحصر به فرد دارد و نگاهی عمیق و چند بعدی را داراست که بیپروا نوشتمش؛ از مطالب آموزندهی تخصصی در حوزهی فناوری اطلاعات و ITIL گرفته تا روزنویسهای دغدغهوار، صفحاتی از کتابهایم، اشعار و…
اینجا مکانی است برای کشف، یادگیری و آگاهی؛ شما را از دانستیهایم بینصیب نمیگذارم پس مرا از نظراتتان بینصیب نگذارید. حرفهای تازهای دارم که بسیاری از آنها را نوشتهام و خواهم نوشت. حرفهای مگو، حرفهای بیپروا، تابوهای شکستنی!
بیصبرانه منتظرم تا ببینم این نوشتهها چه کمکی به شما کرده؟

به قلم من، اینجا چه چیزهایی در انتظار شماست؟



آخرین نوشتههای من:
غشای نامرئی!
غشای نامرئی!
این حس تعلیقی که این روزها بخصوص، ما داریم مزخرفترین چیزیست که یک انسان میتواند داشته باشد.
یک انتظار بیخود؛ نه مرگ است و نه شیون. نه بود است نه نبود و نه بهبود؛ نه عبور است و نه صعود؛ فقط مرور است...
اگر جمهوری اسلامی، غنیسازیاش را تعلیق نکرد ولی با این ابرپروژهی بهانهساز، زندگی غنی میلیونها نفر را بر سر قمار با آن، تعلیق کرد.
سایهی جنگ و مرگ و فشار زندگی به نیمقرن رسید...
آخ! چه کشیدند ایرانیان در...
ادامه...
زندگیخواه!
زندگیخواه!
در تاریخ معاصر ایران، انقلابهای سفید و سیاه معمولاً بین این برچسبها در نوسان بوده: سلطنتخواهی (مثلاً بازگشت به الگوی پادشاهی دورهی محمدرضا پهلوی)، مشروطهخواهی (با ارجاع به انقلاب مشروطه ایران)، جمهوریخواهی (الهامگرفته از مدلهایی مثل فرانسه) و البته جمهوریاسلامیخواهی (وضعیت کنونی کشور و الهامگرفته از مدلهایی مثل پاکستان)
×××
به هر کدام که بنگریم هیچکدام بواقع معنای دقیق "زندگیخواه" را نداشتند؛ بجز پهلوی (آنهم نه در همه حالت) مابقی با زندگی میانهی خوبی نداشتند. جمهوری اسلامی که مرگخواهترین فرم...
ادامه...
پادشاه!
پادشاه!
کسی چه میداند؟
شاید اولین باری که کلمهی "پادشاه" به میان آمد برای ضدیت یا نفی و یا مقاومت علیه کلمهی "شاه" بود!
چیزی شبیه زهر و پادزهر.
×××
شاید "پادشاه" آنگاه زاده شد که "شاه" یکهتازی میکرد؛
شاه وقتی قدرتش، بیمهار و بیپرسش و بیقضاوت باشد بیشک در نامی کوتاه خلاصه میشود؛ درست شبیه "فقیه" یا شبیه "فرعون"... اما شاید زور ادبیات یا زور زبان و زور رنج مردمان خواست در دل همان نام، مهاری پنهان کنند.
مهاری بنام "پاد"؛
×××
یکجور ضدیت و کنترل.
شاید...
ادامه...
و هزاران مطلب منحصر و یکتا را از این شیدای نوشتن بخوانید….
جستجو

