داستان من
رزومه
کتابها
تمامی آثار
گزیدهی اشعار
نگارخانه
آواها
ادبیات داستانی
واژهگردان
موجه در جمع توجیه
آدم حسابی
آدم عوضی
گفتم گفت
نشانههای پنهان
زندگینامه هادی احمدی
رازهای معبد آنا
مهسا امینی
گزیدهی اشعار
کازیو
تماس با من
ژن، ژیان، ئازادی : زن، زندگی، آزادی
1 آذر 1401
انگلستان!
تا دههی هفتاد، یکی از مرگهایی که مردم فریبخورده بدستور آخوندها، نثار غربیها میکردند و عربدهکشان توی هر مراسمی فریاد
[…]
1 آذر 1401
ما جام جمیم!
اگر بازی نمیکردند هم برنده بودند، هم سربلند و هم محبوب.اما بازی کردند… اکنون، هم بازندهاند، هم سرافکنده و هم
[…]
1 آذر 1401
خونین رود!
این تظاهرات، جمع نمیشود مگر آنکه خودتان، جل و پلاستان را جمع کنید و بروید…ایران، سوریه نمیشود، مگر آنکه بخواهید
[…]
30 آبان 1401
نوکر مردم!
هر وقت دیدید کسی گفت من خادم و نوکر و چاکرتم یعنی میخواهد چیزی را آشکارا یا پنهانی در شما
[…]
30 آبان 1401
گورخوان!
حداقل ۱۰ عنوان از انواع نظامهای حکمرانی در هنگامهی انقلاب ۵۷ مطرح بود که همه را از بین بردند و
[…]
29 آبان 1401
من و مرگ!
من دستنشاندهندهی دردم.غمها عجیب تحریکم میکنند.زخمها، اجیرم کردهاند…تابع تبلیغات شیون بیگناهی دیگرانم.وجودم هیزم خشک است و آتش به اختیارم…از دیوار
[…]
ادامه...