یکی ازم پرسید، آیا مطالعهی زیاد، آدمیزاد را کُسخل میکند؟
شاید حس کرده بود کُسخل شدهام 🙂 شاید هم به یقین رسیده بود!
وقعی ننهادم و گلو صاف کردم و گفتم،
نه! ولی نسبت به هر چیزی به یقین نمیرسی؛ و این شاید برای دینداران و یقینداران، بدترین شکلِ بازنمایی ذهنی است. چون عین توپِ پینگپُنگ مدام سرگردان میشوی... ازطرفی در برابر این عدم قطعیتها ستونهای فکریات هم متزلزل خواهند شد.
×××
بعنوان کسی که مخم گاییده شده توسط نویسندگانِ مختلف و فلاسفه و سفاسطهگان، باید بگویم نگهداشتن اخلاقیات و عرف و رسوم و قانون و چارچوبهای تحمیلی بر پایهی ستونهای لرزان و بیبنیان، کار بسیار دشواری است...ازاینرو از این منظر براستی آدمیزاد کُسخل میشود.
اما در معنای کل: کتابخوانی آدم را دیوانه نمیکند فقط یقینهای ساده را ازت میگیرد!
بعبارتی:
مطالعهی زیاد، کسی را کُسخلمُسخل نمیکند؛ بلکه آدم را از قطعیتهایِ راحت، محروم میکند. آدمِ زیادخوانده، کمتر میتواند ساده ایمان بیاورد، ساده عاشق شود، ساده متنفر شود، ساده شهوتزده شود، ساده حکم بدهد. نه چون بیاحساستر شده؛ که چون پشت هر احساس، یک سؤال ایستاده عین پاندول وسط در که در هر رفتوبرگشت میخورد وسط پیشانیات.
×××
تا آنکه یک نفر دیگر ازم پرسید، کتابخوانی، شهوت آدم را کم میکند؟
بله تقریباً. چون در مطلب "خیار چروکیده در یخچال" گفتم که شور با فهم، رابطهی معکوسی دارد! هرچقدر بفهمی شورَت کمتر میشود. اما یک پرانتز لای پای شما باز کنم و آن این است اگر مطلب اروتیک یا عاشقانه بخوانید یا مطالب کنکاش پزشکی و سکستراپی جنسی را، آنگاه دستخوش بازی هورمونی میشوی. در اینحال همزمان با افزایش فهم، قلقلکبازی هورمونی را نیز میتوانی تجربه کنی.
×××
البته این بدان معنا نیست که با خواندن اشعار مولوی و وحشیبافقی و سروشانه شق کنی! بلکه به این معنی است که همزمان با افزایش فهم، رطوبت بدنت نمیخشکد و یا فراموش نمیشود!
بگمان من، مطالبی از این دست که در سطح ظاهری اروتیک و در عمقشان ادبی و فلسفیاند و یا عین یک نقاشی نود(برهنهنگاری) هستند خیلی اثربخشند و من اینجور آثار را کتابِ بدنمند میخوانم. و این مطلوبتر از مطالب صرفاً فلسفی یا علمی خشک و فسفرسوزند؛ کتابهایی که خیلی زود میتوانند کویرت کنند!
×××
پس کتابخوانی الزاماً شهوت را کم نمیکند؛ اما شورِ ناآگاه را زخمی میکند.
آدمِ فهمیده هنوز بدن دارد، هنوز میل دارد، هنوز تحریک میشود؛ فقط دیگر هر محرکی را با حقیقت، عشق، تقدیر یا معنا اشتباه نمیگیرد.
www.Soroushane.ir
