یک ضربالمثل محلی داریم تقریباً با این مضمون:"روغن که زیاد شود، کون را هم با آن چرب میکنند!"
یعنی هر چیزی که زیاد باشد به بدترین شکل، اسراف میشود.
×××
مردم محلی فراموش نکرده بودند که با روغن چهها نمیشود کرد؛ ولی روغن را کالای ارزشمند و البته کمیابی میدانستند که باید خورده میشد نه اینکه بمالی به سروصورت و کون و آلتت.
این ضربالمثل خلاف این رویهی امروزیست که میشود یک روغن یک لیتری را بمالی به خودت و یا به او، و حسابی چرب و سُر شوید؛ چون این روغن مالیدنی با آن روغن خوردنی تفاوت دارد...
ازطرفی با همان روغن خوراکی هم میشد خودت را چرب و چیلی کنی. هرچند گویا آنان هرگز شاید آنقدر روغن نداشتند که فکر اسرافش را بکنند. بجز موارد نادری که در نهایت به ضربالمثل تبدیل شد.
×××
جریان مبارزه با فساد در عراق نه پاک بودن دولتش را نشان میدهد نه سلامت اقتصادش. فقط ضدوبند سیاسی است. ازاینجور جریانات هم زیاد در ج.ا دیدهایم.
این: دعوای سهمهاست، دعوای باندها، دعوای اینکه چه کسی بیشتر خورده و چه کسی هنوز کمتر برده؟
×××
عراق میان سه قطب شیعه، سنی و کُرد تقسیم شده و هرکدام دستگاهها، نیروها، شبکهها و اقتصاد موازی خودشان را دارند. پول نفت هم مثل همان روغنِ زیاد، بشکهبشکه میآید و در دست کسانی میافتد که نه مرام دارند و نه مردمداری، فقط اهل گلهداریاند؛ نه از پرسش مردم میترسند و نه از قوهی قضاییهی نامستقل. اقتصادش بالای ۹۰٪ وابسته به نفت است. و از وفور این نعمتِ زیادی هم نمیدانند با آن چه کنند؟و بدتر اینکه به هیچ احد و الناسی هم پاسخگو نیستند.
از خرواری نیروهای شبهنظامی الکی و موازی گرفته تا....
وقتی پول بیزحمت بیاید، خرجش هم بیمعنا میشود؛
دلارها بجای رفتن به چرخهی تولید میروند توی اصطبل اسب و خر و گاو. میروند توی خشاب نیروهای الکی و موازی؛ میروند سمت کاخها، ویلاها، حسابهای خارجی، طلا، جواهرات و نمایشهای مضحک ثروت.
×××
برخلاف نروژ که نفت دارد، اما درآمد نفت را به سازوکاری ملی و پاسخگو گره زده نه به ساز و رقص لوندیهای رانتی؛ جایی که رسانه میپرسد، دستگاه قضایی میتواند بایستد، و حکومت نمیتواند هرچه خواست با پول عمومی بکند. آنجا نفت، سرمایهی آینده است؛ اینجا نفت، روغنِ زیادی است که هرکس سهم بیشتری از آن بردارد، بیشتر خودش را چرب میکند.
فرقی نمیکند عراق باشد یا ایران آخوندی یا سوریهی اسدی و یا...
×××
شورت و سوتین طلا دروغ نیست؛ اما وایرال شدنش کار رسانه است. در کنار میلیونها دلار پول، طلا، جواهرات و اموالِ عجیبِ کشفشده، آن شورت و سوتین فقط یک تصویر نمادین است؛ چیزی که بیشتر به درد شوک خبری میخورد تا فهم عمق فساد.
مسئله خود آن سینهپوش و کُسپوش طلا نیست. مسئله این است که در کشورهای عقبافتادهی نفتی، فساد فقط دزدی نیست؛ نوعی سبکِ زندگیست!
یعنی پول عمومی آنقدر بیحساب و کتاب وارد سفرهی قدرت میشود که دیگر خرج کردنش هم شکل کاریکاتور به خود میگیرد.
×××
خلاصهاش این است که:
سران عراقی پولشان زیادی کرده؛ آنقدر زیادی که دیگر نمیدانند با آن چه کنند، جز اینکه بمالند به کُس و کونشان.
www.Soroushane.ir
