داستان من
رزومه
کتابها
تمامی آثار
گزیدهی اشعار
نگارخانه
آواها
ادبیات داستانی
واژهگردان
موجه در جمع توجیه
آدم حسابی
آدم عوضی
گفتم گفت
نشانههای پنهان
زندگینامه هادی احمدی
رازهای معبد آنا
مهسا امینی
گزیدهی اشعار
کازیو
تماس با من
ژن، ژیان، ئازادی : زن، زندگی، آزادی
21 مهر 1401
فحش آبدار!
دژمین در کوردی و دژخیم و دشمن در فارسی، برآمده از دُش یا دُژ در ادبیات ایران باستان است که
[…]
19 مهر 1401
رفتن اسلام!
این داستان واقعی است!×××رفتن اسلام!آقا اسلام همسایهی دیواربهدیوار ما اهل زنجان بود؛ سه دختر داشت و دو پسر، همگی قد
[…]
19 مهر 1401
آقای ملکه!
خواجهی تاجدار، پادشاه مقطوعالنسل، لباس ساده میپوشید؛ هرگز از نماز شب غافل نمیشد و گاه بر سر نماز میگریست؛ زیارت
[…]
19 مهر 1401
جُغد شُوم!
جُغد شُوم!پرتویی در خود نمیبینم ولیکن بیدلیلباز چشمانم پیِ خورشید عالم روشن استجُغد شُومی بر تن ویرانهام خوش کرده جااو
[…]
18 مهر 1401
حسن صباح!
حسن صباح، خداوند الموت، اوایل مذهب شیعی را ترویج میکرد کمی که فراتر رفت، داعی بزرگ اسماعیلیون شد و خود
[…]
16 مهر 1401
ناخودکشی!
ابراهیم، سربازی بود که از بلندای کوه به پایین سقوط کرد. کوهنوردی اتفاقی او را یافت و تمام اهالی محل
[…]
ادامه...