آکنده‌های پراکنده، نوشتارهایی است پراکنده از هر گوشه و کناری در هر چیزی که شاخک‌های‌ام را به لرزه‌ انداخته. واگویه‌هایی است عمومی از نگاه من، شاید آکنده از نکته‌ها باشد و شاید هم نه.

4 شهریور 1402

بشقاب پرنده!

داشتم برمی‌گشتم سمت منزل؛ هوا تاریک شده بود.در بلندی ارتفاعات تپه‌های ماهور به سمت منزل که در امتداد سراب قنبر […]
29 تیر 1402

پرچم‌دار‍!

دنیا همیشه بی‌رحم است چه توسط آدم‌ها، چه توسط وقایع، چه توسط بیماری‌ها و چه توسط آنچه که تقدیر یا […]
11 تیر 1402

بچسبی، نچسبی!

روزی چند دوست باهم قرار بود بروند شمال. همه با اشتیاق، حاضر و آماده شدند اما آنکس که هم ویلا […]
11 تیر 1402

کشور شناسنامه‌دار!

درحالی‌که احساسات ملی‌گرایانه و حافظه‌ی تاریخی ما ایرانیان، دیدن دوباره‌ی شکوه امپراتوری پارسی یا مادی است و احساسات مذهبی طرفداران […]
11 تیر 1402

یک مهارت نرم و منفی، اما فراگیر!

یکی از انگ‌هایی که به من می‌چسباندند این بود که به‌عنوان یک کارمند بلد نیستم چطور با مافوقم صحبت کنم.به […]
11 تیر 1402

قدرت مالکیت!

داشتن هر چیزی به ما حس موفقیت، امنیت و کنترل می‌دهد. وقتی مالک چیزی هستیم، احساس می‌کنیم که قدرت تصمیم‌گیری […]
error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!