گفتم، گفت: عنوان کتابی از اینجانب است که بر گفتگوهایی بر سر چالش‌های روزمره‌ی انسانی تمرکز دارد،
خیلی سخت است که این مجموعه را مجموعه داستان کوتاه نامید اگرچه در تمامی آنها روایتی داستان ‌وار نهفته است اما به واقع اثری از فضاسازی، شخصیت‌پردازی و .. نیست گویی فقط یک گفتگوی ساده است اما در پس این مناظره “من و او” چیزهای زیادی مطرح می‌شود، پرسش‌های زیادی عنوان می‌شود و پاسخ‌های بجا و نابجا… که گاهی شکل طنز بخود می‌گیرد و گاهی شکل درد.
مجموعه روایت:” گفتم، گفت!” مجموعه از گفتگوهای حیاط خلوت حیات ماست که در آینه شفافیت ذهن و برای رهایی و پاسخ به بسیاری از افکار و باورهاست…
همه آنها از یک بحث و ابهام ساده شروع می شود به اوج می رسد و در نهایت فروکش میکند…
شاید بالا و پایین شدن اندک این روایت در چندخط از یک گفتگوی ساده، روایتگر ضربان قلب یک اثر داستان‌وار باشد…

مهر ۲, ۱۳۹۸

تبعیض جنسیتی

گفت: “میخوایم یه گروه تشکیل بدیم برای مبارزه با تبعیض جنسیتی…!” گفتم: “چه خوب، منم هستم.” باز گفتم:” قراره دقیقا […]
شهریور ۲۶, ۱۳۹۸

بشر در این دنیا چه کرد؟

گفتم: “بشر در این دنیا چه کرد؟” گفت: ” داد از مظلومی نستاند؛ اما برای داد و ستد، پول را […]
شهریور ۱۵, ۱۳۹۸

دنیادوست

گفت:”داری چیکار می‌کنی؟” گفتم: “نذر دارم!” و باز گفتم: “اعتقاد چیز خوبیه، یه حس حمایت و برخورداری از نیروهای ماوراییه…” […]
مرداد ۴, ۱۳۹۸

پایان…

گفت: “آفرین، تلاشت خیلی خوب بود، ادامه بده، داری نزدیک می شوی….” گفتم: ” به کجا ؟” گفت:” به پایان […]
اسفند ۶, ۱۳۹۷

فروتن!

گفتم:”کارَت چیست؟”گفت:”فروشِ تن.”گفتم:”چه فروتن!”#گفتم_گفتwww.Soroushane.ir