هادی احمدی (سروش):

شاعران و ادبیان ایرانی، بسیار نوشتند:"زهی خیال..." گاه خیال باطل و گاه خیال محال.
از سعدی و خواجه‌ی کرمانی گرفته تا عبید زاکانی و شاه نعمت‌الله ولی.
ابن حسام خوسفی در غزلی نوشت:
"تصوری به صبوری خیال می‌بندم/ زهی تصور باطل، زهی خیال محال"
یا ابن یمین گفت:
"جواب داد و بگفتا بعهد این مخدوم / زهی تصور باطل زهی خیال محال"
×××
زهی خیال محال و زهی تصور باطل هر دو یعنی چه وهم الکی و تخمی. چه خیالِ غلط و پوچی!
بااینحال خیال محال جایی برای عرض اندام و رسیدن دارد؛ ولی خیال باطل نه صرفاً خطا، بلکه آرزوی بیخودی است که جهان اجازه‌اش را نمی‌دهد.
×××
و ایلان ماسک با این عبارت کوتاه و کوبنده‌ی ادبی و شعراندود فارسی رفت به مصاف خامنه‌ای و ج.ا.
اگر او می‌گفت "زهی خیال محال" یعنی: "نمی‌شود، اما آرزوست!"
اما "زهی خیال باطل" یعنی: "نه‌تنها نمی‌شود، بلکه اساساً غلط، موهوم و بی‌اعتبار است!"
این یعنی: نفیِ مشروعیت، نفیِ عقلانیت و نفیِ آینده. و طعنه‌اش این حس را القا می‌کند که این ادعا(خیال تو) آنقدر سست است که حتی ارزش توضیح ندارد.
×××
زهی خیال باطل، یا عجب خیال باطلی، هم ردّ قاطع است و هم طعنه‌ی اِشرافی و هم بی‌نیازی از توضیح. این دقیقاً همان زبانی‌ست که در مناظرات قدیم، شاهان، فقها و شاعران برای له‌کردن ادعاها بکار می‌بردند.
×××
نابودی اسراییل زهی خیال باطل بود؛
هلال شیعی هم،
حسینه شدن کاخ سفید،
قدرت اول منطقه شدن،
امت واحده‌ی اسلامی،
فتح قدس از مسیر کربلا
تمدن نوین اسلامی
و بالاتر از همه:
حکومت مستضعفین!
×××
همه‌شان یک جنس بودند: نه "محال" به معنای دور و دست‌نیافتنی، بلکه "باطل" به معنای خشت کج معمار بر زمین سست.
چون خیالِ محال گاهی از بزرگیِ رؤیاست؛ اما خیالِ باطل، آن دروغ و توهم شاخداری‌ست که از ابتدا خط بطلان روی‌اش کشیده شده.
×××
خیالِ محال شاید به زمان ببازد؛ اما خیالِ باطل، از همان لحظه‌ی تولد مُرده است!
www.Soroushane.ir


0 0 رای
امتیازت به این مطلب؟
عضویت در سایت
اطلاع رسانی
guest

0 نظر
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
error: لینک های همرسانی مطلب در سمت چپ صفحه هست دوست داشتی به اشتراک بگذار!
0
نظرت مهمه حتماً بنویس!x