حضور مردم بواقع گسترده و میلیونی بود؛ بدون هیچ اغراقی.
من کسانی را میشناختم که جزو محافظهکارترین مردم بودند اما در این اعتراضات حضور داشتند.
ولی پرسشی هست، چرا بازهم علیرغم حضور انبوه، انقلاب مردم معترض به نتیجه نرسید؟
×××
من قبول ندارم سطح قتلعام سبب شکست شد! این بار نیز حدود ۱٪ مردم کشته شدند همانطور که پیشتر نوشتم:
بله؛ من قبول ندارم سطح قتلعام سبب شکست شد؛ بلکه در هر خیابانی، جایی به انحصار و کنترل مردم گرفته شده بود اما بنظرم مشکل در این بود که این جمعیت انبوه، به هم نپیوستند و این رودهای خروشان به یک دریا نریختند!
بطور مثال مردم پونک به سعادت آباد و سعادت آباد به شهرک غرب و شهرک غرب به جای دیگر متصل نشدند. فقط کنترل یک خیابان را در دست گرفتند و سر و ته این خیابان را هم معترضان میبستند.
یکجور مشغول کردن نیروی سرکوب در هر محله.
×××
تصرف مکان، تصرف قدرت نیست!
چراکه قدرت مدرن فقط ساختمان نیست.
قدرت یعنی: نهادهای کلیدی و تصمیمگیری، پول -بانک مرکزی و نه بانکهای محلی سر کوچه!- صدا و سیما -کنترل روایت- و در نهایت توان ادارهی فردا صبح کشور - با آمدن یک رهبر گذار-
×××
بعبارتی مردم یکدست بودند اما یکدست بسوی هستهی قدرت نرفتند.
اگر تمرکز هستهی قدرت و نهادهای حکومتی را در خیابان پاستور و ۱۲ فروردین ( بیت و نهاد ریاست جمهوری) و بانک مرکزی و صدا و سیما و همچنین وزارت ارتباطات در نظر بگیریم شاید اشغال آن مراکز توسط مردم کاری از پیش میبرد.
این یعنی مراکز مهم همچنان محل حکمرانی و قدرتنمایی بود؛ پس طبیعیست قدرت سقوط نکند و از بین نرود.
×××
در شهرهای کوچک و بخصوص کُردنشین بویژه آنچه در ملکشاهی ایلام دیدیم، سیل یکدست مردم سبب شد کلانتری و فرمانداری فوراً سقوط کنند اما این تلاش برای همراهی با معترضان مرکزنشین بود وگرنه کلانتری و فرمانداری ملکشاهی یک نهاد قدرت محلی و کمارزش است. وقتی قدرت حاکم در مرکز همچنان قوی بماند نهادهای محلی فردا روز دوباره از چنگ مردم بیرون کشیده میشوند.
در تهران هم وقتی قدرت همچنان حکمرانی میکند مهم نیست چند خیابان در کنترل مردم است!
خیابان، جای نگهداشتن قدرت نیست. شجاعت مردم کافی بود، اما جنس میدان، میدانِ پیروزی نبود.
در سیاست مدرن، خیابان فقط صحنهی نمایش نارضایتی است، نه محل استقرار قدرت!
×××
ج.ا از محلهایسازی اعتراضات، از مرکز نشینی و حاشینهنشینی، از برچسبزنی و از جزیرهایسازی درگیری و قطع مسیرهای اتصال بیشترین نفع را برده آنچنان که سه سوت جنبش عظیمی را ساکت میکند!
قدرت لازم نیست همه را بکشد؛ کافیست اجازه ندهد مردم در یک نقطهی نمادین و تصمیمساز به هم برسند؛ یا مردم نخواهند در یک نقطهی جوش بهم پیوند زده شوند!
مسئله کمبودن مردم نبود. مسئله بههمنپیوستن میدانها برای رفتن بسوی میدان بزرگ بود.
جایی که قدرت سقوط نکند با هر قدرتی میشود مردم را کشت!
www.Soroushane.ir
