کسانی که پاهای پرانتزی دارند لابد مطلب مهمی در این پرانتز دارند!
یک وقتهایی پاها پرانتزی نیستند ولی بیضههای ورم کرده کاری میکنند لنگهایت را بهم نچسبانی و عین مانکنهای شوِ لباس، گربهرو(!) یا Catwalk راه نروی. واریکوسل یکی از آنهاست.
عارضهای مردانه ناشی از ورم رگهای غیرت بیضه.
×××
چقدر همخدمتی داشتم که با این بهانه و یا واقعاً بدلیل این عارضه حداقل معاف از رزم شدند؛ بماند که برخی معاف از خدمت هم شدند...
همانهایی که در خدمت برای شانه خالی کردن از آموزش نظامی، عین اردک راه میرفتند و خیلی زود از شر سربازی خلاص شدند و بعدش نشستند به زادآوری فرزند و با خایههایشان "یهقُل دو قُل" بازی میکردند؛ یعنی بخدا قسم اکنون تخم چپ را در دست راست و تخم راست را در دست چپ میگذارند(!) و عین شعبدهباز، هوا میاندازند و بطرز چشمبهمزدنی میگیرند... 🙂
×××
درحالیکه اگر من چنین عارضهای هم داشتم جیک نمیزدم. حتی با بیضههای کوچک همچنان میگفتم سرحالند! 🙂 تا نکند عیب روی خودم بگذارم. و آنان که واریکوسل حجم بیضهشان را اندازهی کلهشان کرده بود چنان خود را خایهدار نشان میدادند که گویی مغزشان ورم کرده نه تخمشان.
×××
دوست عزیز، گلهمند شده و میپرسد چرا اینهمه از خایه میگویی و بر آن مصری؟ نکند خوشت میآید؟
عزیزم! شاید. ولیکن بعدها فهمیدم خایهداری همیشه ربطی به سالمبودن خایه ندارد.
یکی با واریکوسل از رزم معاف میشود، یکی با دو تا خایهی قبراق و بیضوی وسط میدان جنگ از ترس، خودش را خیس میکند. یکی لنگلنگان از آسایشگاه تا بهداری میرود و نسخه میگیرد، یکی راستراست راه میرود و تا آخر عمر جرئت نمیکند یک نه خشک و خالی بگوید.
×××
خایهداری نه مردانگی است و نه به جفتبودن است، نه به ورمنکردن و نه به اینکه بتوانی باهاشان "یهقُل دو قُل" بازی کنی.
خایهداری شاید همان لحظهایست که آدم، بیآنکه پاهایش را پرانتزی کند، وسط پرانتز زندگیاش میایستد و مطلب مهمش را میگوید.
حتی اگر صدایش بلرزد.
حتی اگر لنگهایش به هم نچسبد.
حتی اگر همه فکر کنند دردش از واریکوسل است!
www.Soroushane.ir
